صادق خلخالی
صادق خلخالی
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| لحن یا سبک این مقاله بازتابدهندهٔ لحن دانشنامهای استفادهشده در ویکیپدیا نیست. لطفاً کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارتهای نادانشنامهای را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر راهنمای نوشتن مقالههای بهتر و لحن بیطرف را ببینید. (چگونگی و زمان حذف پیام این الگو را بدانید) |
«خلخالی» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای افراد دیگری با این نام، خلخالی (نام خانوادگی) را مشاهده کنید.
صادق خلخالی | |
|---|---|
تصویری از صادق خلخالی، وبگاه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران | |
| حاکم شرع و رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی | |
| مشغول به کار ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ – اسفند ۱۳۵۸ | |
| گمارنده | سید روحالله خمینی |
| پس از | سمت ایجاد نشده بود |
| پیش از | محمدمهدی ربانی املشی (رئیس شعبهٔ اول دادگاه عالی انقلاب اسلامی [دادگاه عالی قم]) |
| نماینده مجلس شورای اسلامی | |
| مشغول به کار ۷ خرداد ۱۳۵۹ – ۶ خرداد ۱۳۷۱ | |
| حوزه انتخاباتی | شهر قم (دورهٔ ۱٬۲٬۳) |
| نماینده مجلس خبرگان رهبری | |
| مشغول به کار مرداد ۱۳۶۲ – اسفند ۱۳۶۹[۱][۲] | |
| اطلاعات شخصی | |
| زاده | ۱ مرداد ۱۳۰۵ گیوی، شهرستان خلخال، استان اردبیل، آذربایجان ایران |
| درگذشت | ۵ آذر ۱۳۸۲ (۷۷ سال) سرطان قم، ایران |
| ملیت | ایرانی |
| دیگر عضویتهای سیاسی | جامعه روحانیت مبارز |
| فرزندان | مهدی صادقی، محمد صادقی فاطمه صادقی |
| اقامتگاه | تهران و قم |
| محل تحصیل | حوزه علمیه قم |
| شغل | قاضی |
| مذهب | اسلام شیعه |
محمد صادق صادقی گیوی معروف به صادق خلخالی[۳] (۱ مرداد ۱۳۰۵ [۴][۵] خلخال – ۵ آذر ۱۳۸۲ قم) روحانی شیعه و حاکم شرع دادگاههای انقلاب پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود. خلخالی حکم اعدام جوانان کردستان، تهران و شیراز و خیلی از شهرهای ایران و مقامات کشوری و لشکری دودمان پهلوی را بدون محاکمه و در دادگاهی در کمتر از بیست و چهار ساعت صادر میکرد. خلخالی سه دوره نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم استان تهران در نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری بود.[۶] او پس از درگذشت سید روحالله خمینی از صحنه سیاسی کنار گذاشته شد و در انتخاباتها هم رد صلاحیت شد.[۷] وی سپس به تدریس در حوزه علمیه قم مشغول شد.
در سالهای آغازین پس از انقلاب ۵۷ ایران افراد زیادی به حکم خلخالی اعدام شدند. محاکمه و اعدام وابستگان و صاحب منصبان رژیم پهلوی در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ باعث شد خلخالی به چهرهای جنجالی تبدیل شود.[۸] همچنین او در سال ۵۷ حکم اعدام شماری از مخالفان کرد را صادر نمود.[۸] وی همچنین از اردیبهشت تا دی ۱۳۵۹ با حکم رئیسجمهور وقت سرپرست کمیته مبارزه با مواد مخدر ایران بود.[۸][۹] خلخالی در روز ۵ آذر ۱۳۸۲ بر اثر بیماری سرطان به دنبال یک انزوای ده ساله در ۷۷ سالگی درگذشت[۱۰] و در کنار مقبره شیخ محمد عبایی خراسانی در یکی از حجرههای صحن بزرگ آرامگاه فاطمه معصومه در قم به خاک سپرده شد.
محتویات
- ۱پیش از انقلاب
- ۲حاکم شرع و اعدامهای اول انقلاب
- ۳برکناری
- ۴پاسخ به انتقادها
- ۵تخریب مقبره رضاشاه و اقدام به تخریب آرامگاه فردوسی و تخت جمشید
- ۶صدور حکم غیابی برای مقامات و خاندان پهلوی
- ۷فعالیت سیاسی
- ۸دیدگاه نسبت به کوروش
- ۹خانواده خلخالی
- ۱۰نگارخانه
- ۱۱جستارهای وابسته
- ۱۲منابع
- ۱۳پیوند به بیرون
پیش از انقلاب
صادق خلخالی در خانوادهای آذربایجانی در گیوی از توابع شهرستان خلخال استان اردبیل زاده شد. وی در هفده سالگی وارد قم شد و همدرس و هم مباحثه سید مصطفی خمینی بود. وی درس خارج را نزد اساتیدی چون: حاج میرزا محمد مجاهدی تبریزی، حجّت، سید حسین طباطبایی بروجردی، علّامه طباطبائی (سید محمدحسین طباطبایی)، سید محمد محقق داماد و حاج میرزا عبدالجواد اصفهانی فرا گرفت و نیز سیزده سال شاگرد روحالله خمینی بود. خلخالی برای همکاری با فدائیان اسلام به مدّت یک سال از ورود به مدرسه فیضیه محروم شد. با اوجگیری مبارزات انقلابیون به رهبری روحالله خمینی در مبارزات وارد و چندین مرتبه دستگیر شد و در زندانهای قم و تهران زندانی و مدت چهار سال به نقاط بد آب و هوا در انارک، بندر لنگه، لار، بانه، رفسنجان، و رودبار تبعید شد و تا اواخر دوران دودمان پهلوی در بندر لنگه در تبعید بود. وی سپس به قم و از آنجا به نزد روحالله خمینی در پاریس رفت و دوازده روز پیش از ورود خمینی به ایران به کشور بازگشت.[۶]
حاکم شرع و اعدامهای اول انقلاب
وی که پیشینه دستگیری و زندان در سالهای پیش از انقلاب را داشتهاست و از روزهای نخست انقلاب در کنار خمینی بوده،[۱۱] در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ با حکم سید روحالله خمینی به عنوان حاکم شرع دادگاههای انقلاب منصوب شد و پس از انتصاب سید محمد بهشتی به ریاست دیوان عالی کشور در اسفند ۱۳۵۸ از این سمت برکنار شد.[۹][۱۲] وی همچنین از اردیبهشت ۱۳۵۹ با حکم رئیسجمهور وقت ابوالحسن بنیصدر سرپرست کمیته مبارزه با مواد مخدر شد و به محاکمه و اعدام کسانی که در قاچاق و توزیع مواد مخدر دست داشتند پرداخت. او که به دلیل قاطعیت فوقالعاده نسبت به معتادان و قاچاقچیان معروف شده بود در دی همان سال استعفا داد.[۷][۹][۱۳]
صادق خلخالی در مقام حاکم شرع.
در این دوره صدها نفر به حکم خلخالی اعدام شدند که بسیاری از آنان وابستگان به دودمان پهلوی بودند. خلخالی در شب پیروزی انقلاب قصد داشت ۲۴ نفر را اعدام کند که در نهایت پس از موافقت خمینی مهدی رحیمی، نعمتالله نصیری، منوچهر خسروداد و رضا ناجی اعدام شدند. خمینی به مهدی عراقی دستور داد که برود و نظارت کند تا این چهار نفر با خانوادههایشان تماس بگیرند و اگر مطالبی دارند بنویسند. اما خلخالی به سرعت از مدرسه علوی به مدرسه رفاه رفت و حاج مهدی عراقی زمانی رسید که اعدام آن چهار نفر صورت گرفته بود. ابراهیم یزدی در خاطراتش مینویسد: «وقتی من رسیدم، خلخالی و تیماش مشغول گفتگو برای نوشتن ادعانامه علیه اعدامشدگان بودند. من بسیار عصبانی شدم و بر سر آنها فریاد زدم که شما چه دینی دارید؟ اول میکشید بعد میخواهید کیفرخواست بنویسید.»[۱۴]
در اعترافات داوطلبانه حسین بروجردی کتاب پشت پرده انقلاب که در آن زمان ناظر بر عملکرد کمیتهها بود آمده که در جریان تیرباران فرماندهان ارتش شاهنشاهی ایران در پشت بام مدرسه رفاه، پس از تیرباران و پس از آنکه نماز شکر به امامت خمینی خوانده میشود خلخالی در هنگام پایین آمدن از پشت بام تکرار میکرد: "کَسَک… ها طلبهها را از پشت بام حوزه علمیه به پایین پرتاب کردند ما هم بر خلاف رأی امام (مقصود خمینی) کاری نکردیم. امام در بهشت زهرا به همه سران ارتش اعلام کرد: اگر میخواهید آقایی کنید با ما باشید. آنها (مقصود رژیم پهلوی) به شما میگویند که اگر با ما بیایید اعدام میشوید، اما ما اعدام نمیکنیم. الان هم من رأی به اعدام ندارم بلکه تیرباران کردم!!!"
«جوخه آتش در ایران» برنده جایزه پولیتزر. این عکس صحنه تیرباران ده نفر از مخالفین کُرد که توسط خلخالی محاکمه شده بودند را نشان میدهد.
از دیگر محکومین این دادگاهها امیرعباس هویدا نخستوزیر دودمان پهلوی بود. در روز ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ خلخالی با سیزده مأمور فدائی خود وارد زندان قصر تهران شد و تلفنهای آن را قطع کرد تا از اعمال نفوذها جلوگیری کند و به دنبال محاکمهای کوتاه وی را اعدام کرد.[۱۳]
خلخالی در تابستان ۱۳۵۸ به عنوان حاکم شرع راهی کردستان شد که با اعتراض دولت موقت نهایتاً منجر به دخالت هیئت حسن نیت شد. وی سپس برای سرکوب ناآرامیها راهی گنبد کاووس شد و حکم اعدام ۹۴ نفر را در آنجا صادر کرد.[۶] بنا به گزارش سازمان عفو بینالملل ۴۳۸ نفر تا اسفند ۱۳۵۸ (طی یکسال) در ایران اعدام شدند.[۱۵] تجاوز جنسی به زندانیان زن و مرد طی بازجویی به منظور گرفتن اعتراف از طرف خلخالی مجاز عنوان شده بود. همچنین برای زنان محکوم پیش از اعدام صیغه (ازدواج موقت) اجباری با پاسدارها به منظور تجاوز جنسی بدون گناه در نظر گرفته بود و در این مورد گاهی حتی باردار بودن زن زندانی نیز مانع نمیشد.[۱۶]
برکناری
«فقط به کسانی اجازه داده میشود وکیل داشته باشند که لال باشند.»
صادق خلخالی در مورد حقوق متهم.[۱۷][۱۸]
«
»
از نخستین کارهای بهشتی در آغاز ریاستش به عنوان رئیس قوه قضائیه ایران در اسفند ۱۳۵۸ برکناری خلخالی بود.[۱۹] او با عملکرد خلخالی مخالف بود و دربارهٔ وی میگفت: من بساط اینگونه دادگاهها را جمع خواهم کرد.[۲۰]
پاسخ به انتقادها
وی در خاطراتش در مورد نحوه انتخابش به عنوان حاکم شرع مینویسد: «خدا شاهد است که ما برای تصدی این مقام کوچکترین تلاشی نکردیم و حتی تا زمانی که به من ابلاغ شد از آن اطلاعی نداشتم. آقا سید روحالله خمینی با شناختی که از روحیه انقلابی من داشتند عصر روز ۲۴ بهمن ۵۷ مرا به دفترشان احضار کردند و فرمودند: این حکم را به نام شما نوشتهام. حقیر پس از دیدن حکم به حضورشان عرض کردم: آقا این حکم سنگین است. فرمودند: برای شما سنگین نیست. گفتم مخالفین و وابستگان به طاغوتیان علیه من تبلیغ میکنند. آقا فرمود: من پشتیبان شما هستم و بالاخره این حکم را به کسی بدهم که به او اطمینان داشته باشم.»
خلخالی در پاسخ مخالفان به اعدامها، آنها را به خمینی ارجاع میداد:
هرکس در مقابل شما ایستاد همینطور یقهاش را میگیری و کنارش میاندازی. من با اتکاء به همین حمایتهای جدی کار خودم را ادامه میدادم و به آنها میگفتم امام فهمیده حکم را به چه کسی بدهد و من یک قدم از انجام وظیفهام عقبنشینی نمیکنم.[۱۳]
اما ابراهیم یزدی از اعضای شورای انقلاب اسلامی ایران معتقد است که خمینی گرچه اعدام چند نفر از سران ارتش را تأیید کرد، اما نه شکل اعدام و نه برخی دیگر از رفتارهای خلخالی را قبول نداشت.[۲۱]
وی. اس. نایپل که خلخالی را در سال ۱۹۷۹ ملاقات کرده بود دربارهٔ بذلهگویی او در دادگاهها مینویسد:
بیشتر شوخیهایی که میکرد حول و حوش احکام و اعدامها میچرخید و دیگر افراد حاضر قهقههزنان خودشان را اینسو و آنسو میانداختند.[۲۲]
وی در مصاحبهای با صادق صبا خبرنگار بیبیسی فارسی از گذشته خویش اظهار رضایت کرده و گفته بود چنانچه هر یک از اعدام شدهها به دست وی امروز زنده بودند دوباره آنها را اعدام میکردهاست.
تخریب مقبره رضاشاه و اقدام به تخریب آرامگاه فردوسی و تخت جمشید
«بهعنوان اینکه افتتاحی بشود برای تخریب، بنده هم اولین کلنگ خرابکاری را زدم.»
صادق خلخالی در مورد تخریب آرامگاه رضاشاه.[۲۳]
«
»
خبر تخریب آرامگاه رضاشاه پهلوی در یک روزنامه در اوایل انقلاب اسلامی ایران
در اردیبهشت ۱۳۵۹ با وجود مخالفت جبهه ملی و دولت بنی صدر آرامگاه رضاشاه به دستور حاکم شرع وقت صادق خلخالی توسط نیروهای سپاه طی بیست روز به کلی ویران شد.[۲۴] این اقدام توسط روحالله خمینی تأیید شد. زمین آرامگاه رضاشاه در حال حاضر به عنوان یک مدرسه مذهبی اسلامی استفاده میشود.
گزارشهایی موجود است که خلخالی سعی در تخریب آرامگاه فردوسی و تخت جمشید (پارسه) هم داشته اما این با مخالفت دولت موقت (از جمله وزیر فرهنگ پرویز ورجاوند،[۲۵] استاندار فارس نصرتالله امینی[۲۶] و سید محمود طالقانی و مقاومت مردم مرودشت و پرسنل تخت جمشید در این امر ناکام ماند.[۲۷][۲۸][۲۹]
صدور حکم غیابی برای مقامات و خاندان پهلوی
خلخالی پس از انقلاب بسیاری از مقامات پهلوی را در کنار خود محمدرضا پهلوی و بیشتر اعضای خانوادهاش «مفسد فی الارض» نامیده و به اعدام غیابی محکوم کرد. او برای ترور آنان در خارج از کشور تلاشهایی خصوصاً با کمک گروه فدائیان اسلام صورت داد. ۱۶ آذر ۱۳۵۸ شهریار شفیق پسر اشرف پهلوی و یکی از افرادی که غیاباً توسط وی محکوم به مرگ شده بود در پاریس ترور شد.
پس از عزیمت محمدرضا شاه به مکزیک خلخالی اعلام کرد که گروهی از اعضای فدائیان اسلام را برای ترور وی اعزام کردهاست. او همچنین گفت با ایلیچ رامیرز سانچز (کارلوس شغال) تروریست پرآوازه آمریکای جنوبی برای ترور شاه هماهنگی صورت گرفتهاست. وی همچنین گفت که ۱۴۰٬۰۰۰ دلار جایزه برای قتل شاه در نظر گرفتهاست.[۳۰]
صادق خلخالی در لباس نظامی[۳۱]
فعالیت سیاسی
در آغاز انقلاب مخالف سرسخت نیروهای ملی از جمله نهضت آزادی ایران و مهدی بازرگان بود. وی در نخستین دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه قم، نامزد نمایندگی مجلس شد و با حدنصاب ۷۸/۹٪ آرا به مجلس راه یافت.[۳۲] در این انتخابات حزب توده ایران صادق خلخالی را به عنوان نامزد خود معرفی کرده بود.[۳۳] او پس از انشعاب در جامعه روحانیت مبارز تهران و ایجاد مجمع روحانیون مبارز به عضویت این جریان چپگرا درآمد. وی همچنین در دور دوم و سوم مجلس شورای اسلامی و دور اول مجلس خبرگان رهبری توانست به نمایندگی انتخاب شود اما پس از فوت خمینی او که از یاران نزدیک وی بود منزوی شد.[۶]
پیش از پیروزی اصلاحات در سال ۷۶، وی آشکارا به حمایت از سید محمد خاتمی پرداخت. اما در دوران اصلاحات نیز پیشینهاش منجر به دوری گزیدن بیشتر احزاب دوم خردادی از وی شد و تنها انگشت شماری از اعضای مجمع روحانیون حمایتهایی از وی صورت دادند. از سویی خود او نیز به بیبیسی گفت از آنجا که قصد تبری جستن از گذشته و اعدامهایش را ندارد، از حمایت اصلاح طلبان صرف نظر میکند.[۳۴] او در انتخابات مجلس خبرگان در اعتراض به رد صلاحیتهای گسترده از شرکت در انتخابات انصراف داد.[۳۵]
او در ابتدای دهه شصت خواستار برخورد حذفی با مرجع تقلید منتقد سید محمدکاظم شریعتمداری بود و در ماجرای اتهام کودتای صادق قطبزاده در زیر ورقه اعتراض نمایندگان مجلس اول نوشتهبود: «اصل کار، خود شریعتمداری است که باید اعدام شود». اما در اواخر عمر همگام با اصلاح طلبان، با احترام از شریعتمداری در جلد دوم خاطراتش یاد کرد و اجازهنامههای خود از شریعتمداری را منتشر نمود. موضع وی نسبت به بازرگان نیز در طول زمان تغییر کرد و در سالهای آخر عمرش به ثناگویی از مهدی بازرگان پرداخت و در تشییع جنازه وی گریست.[۳۶]
صادق خلخالی در سالهای پایانی عمر، نه میتوانست با اصولگرایان کنار بیاید و نه حمایتش از اصلاح طلبان را علناً نشان دهد. هر بار که سخن میگفت ناخودآگاه مجبور به دفاع از اقدامات رادیکال خود در اول انقلاب میشد. حتی زمانی که در پیدا و پنهان از مواضع جنجالی محمدتقی مصباح یزدی در سالهای نخست حاکمیت اصلاح طلبان انتقاد میکرد، ناخواسته آن انتقادات متوجه خود وی نیز میشد و باز هم سکوت را شایستهتر میدید. حمایتهای بیدریغ وی از منتظری نیز سودی به حالش نداشت و شرکت روزانه او در نماز جماعت دفتر منتظری کسی را به او خوش بین نکرد. وی پس از درگذشت اراکی از مردم خواست که مقلد منتظری شوند و خود نیز تا پایان عمر از مدافعان و همراهان منتظری باقی ماند. نامههای سرگشاده معترضانه او در دوره انزوایش در قم هیچ انعکاس خاصی نیافت و در تنهایی، انزوا و سکوت از دنیا رفت.[۳۷] به گفته عبدالکریم سروش وی تماسهایی با سید احمد فردید نیز داشتهاست.[۳۸]
دیدگاه نسبت به کوروش
صادق خلخالی معتقد بود که کوروش بزرگ، جانی بالفطره و لواط دهندهای بیمقدار بیش نبود. او میگفت ۱۰ سال پیش از انقلاب، رسالهای پنجاه و هشت صفحه دربارهٔ کوروش کبیر نوشته بود که ساواک مانع از چاپ آن شده بود. خلخالی کتاب مقدس مسیحیان (انجیل) را کتابی مُهمَل و دروغهای شرمآور خواند و یهودیان را «قومی جنایتکار» خواند.[۳۹]
وی کتابی با عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» نگاشته و به مناسبت جشنهای ۲۵۰۰ ساله در ۵۷ صفحه منتشر ساخت.[۴۰] در این رساله که برخی آن را فُحشنامه خواندهاند، کوروش را «سفاک و خونریز» نامید و به لواط و بیبندوباری متهم کرد و طرح عظمت او در ایران را سیاستی استعماری و توطئه یهود دانست و از مفسرینی چون علامه طباطبایی که وی را مصداق ذوالقرنین دانسته بودند انتقاد نموده و دربارهٔ کوروش نوشته بود:
«مگر یکنفر انسان به تمام معنی جانی و منحط از نظر اخلاق عمومی و خصوصی میتواند ذوالقرنین باشد؟ حیف است که ذوالقرنین مقدس و محبوب، کوروش منحوس جاهطلب و عیاش و آدمکش باشد… فردی که زن خود را پس از بادهگساریهای بیحد به مردم عرضه میکند و در حالت مستی، فرمان قتل مردمانی را که ضد یهودند صادر میکند.»[۴۱]
سعیدی سیرجانی ادعای لواط کار بودن کوروش توسط خلخالی را ناشی از ناتوانی وی در فهم متون تاریخی و حتی خواندن ادبیات فارسی میداند:
«... این عبارت را در «تاریخ ایران باستان پیرنیا» خوانده بودیم که: «مورخ مذکور (کتزیاس) گوید: کوروش پسر چوپانی بود از ایل مُردها که از شدت احتیاج مجبور کردید راهزنی پیش گیرد.» و به علت درک ناقص و ذهن منحرف خویش گمان کرده بودیم که کوروش هم مثل بسیاری از سران قبایل و بزنبهادرهای روزگار در آغاز کارش بر کاروانهای هجوم میبرده و راهزنی میکردهاست؛ و این را عیب چندانی برای سرداران و جهانگشایان آن روزگار نمیشمردیم. غافل از این واقعیت که «راهزنی پیش گیرد» را اولاً باید به این صورت خواند که «راه زنی پیش گیرد» و معنیَش را هم در محضر مبارک آموخت که عین عبارت کتزیاس را در داخل پرانتزی گذاشته و در صفحهٔ ۲۷ تألیف منیف خویش آوردهاند و با مدد طبع موشکاف و روح عفیف خویش مفهومش را هم داخل پرانتزی گذاشته و بدین صورت آوردهاند:
«مورخ مذکور بنا به نوشتهٔ ایران باستان به قلم آقای مشیرالدولهٔ پیرنیا ص ۴۲۰ میگوید که کتزیاس میگوید کوروش پسر جوانی بود از اهل «مر» که از شدت احتیاج مجبور گردید راهِ زنی پیش گیرد (لواط بدهد)...» آری این است نص عبارت حضرتشان.[۴۲]
خانواده خلخالی
دختر وی فاطمه صادقی خلخالی استاد دانشگاه بوده و در زمینهٔ حقوق زنان فعالیت میکند.[۴۳] او پیشینه همکاری با ماهنامه زنان را داشته و عضو تحریریه فصلنامه گفتگو است و مطالبی در دفاع از جنبش فمینیستی در ایران و علیه حجاب اجباری در سال ۱۳۸۷ ارائه کرد.[۴۴] محمد صادقی فرزند دیگر صادق خلخالی است که در اعتراضات ۱ اسفند ۱۳۸۹ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از یک روز آزاد شدهاست.[۴۵][۴۶] با این حال پسر بزرگ وی مهدی صادقی مدافع سرسخت کارهای اوست و در مصاحبههای مختلف در دفاع از او صحبت کردهاست.[۷] سید هاشم رسولی محلاتی برادرزن وی است.[۴۷]
نگارخانه
پاسخ خلخالی در مورد اعدام کردها
جلسه محاکمه فَرُّخرو پارسای، نخستین وزیر زن در تاریخ ایران در دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی.[۴۸]
عاشقان رفتند كه رفتند