عواملی که انسان را بی غیرت می کند !

عواملی که انسان را بی غیرت می کند !

از جمله علل اصلی این صفت خبیثه، خود کم بینی و ضعف نفس است که نفس را یارای دفاع و حمایت از آنچه که شرع و عرف پشتیبانی و نگهبانی از آن را بر وی واجب و ضروری شمرده است ندارد و در این حالت است که قوه غضبیه که به عنوان پاسبان انسان به او ارزانی شده است از حالت عادی خود خارج شده، راه تفریط را می‌پیماید.[ نراقی، ملا مهدی؛ جامع السعادات، سید محمد کلانتر،ج1،ص301]

بی غیرت سیب زمینی مرد زن حجاب

غیرت و مردانگی از صفات بارز و پسندیده مردان و زنان با ایمان است. پیامبر(صلی الله علیه و آ له) فرمود:"إنّ الغیرة من الایمان؛[ محمدی ری شهری، میزان الحکمه، عنوان 3142] غیرت از آثار و علائم ایمان است". نیز فرمود:"پدر حضرت ابراهیم باغیرت بود و من از او غیرتمند ترم و هر مؤمنی که با غیرت نباشد،‌ خداوند بینی او را به خاک می‌مالد.( یعنی او را خوار و ذلیل می‌کند)". [همان]

باز فرمود:"خداوند بندگان غیورش را دوست دارد". [همان]

صفتی در مقابل غیرت

بی غیرتی ازجمله صفات رذیله‌ای است که در زمان ما نسل بشر را بیش از پیش به چالش کشیده و استعمارگران و سرمایه‌داران و قدرت‌های سلطه‌گر دست در دست هم در پی ترویج و اشاعه آن هستند تا ملت‌ها را از داخل تهی کرده، روح مردانگی و آزادیخواهی را در آن‌ها منسوخ سازند تا هر چه بیشتر و آسان‌تر بتوانند امیال و خواسته های پلید خود را در جهان کنونی پیاده کنند.

تعریف بی غیرتی

غیرت و حمیت در لغت، شدت حرارت و علاقه و تعصّبی است که از لطافت باطن سرچشمه گرفته و در دفاع از حریم شخصی بکار می‌رود[مصطفوی،شیخ حسن،التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ، لغت «حمی»] و در اصطلاح علمای اخلاق عبارت است از سعی در محافظت آنچه نگاهبانی آن لازم است؛ از دین و آبرو و شرف و ناموس و اموال و اولاد که نتیجه شجاعت و بزرگی و قوّت نفس است و از ملکات شریف و نقاط قوت شخص به حساب می‌آید و مردانگی به آن تحقّق یافته، فاقد و بی مایه از آن، از جرگه مردان به دور است.[ نراقی،ملا احمد،معراج السعاده ،ص221] بنابراین غیرت و حمیت را از آن رو به این نام نهاده‌اند که به هنگام دفاع از حریم خصوصی خود در مقابل مهاجم و تعرض کننده، فشار خون و حرارت بدنی شخص بالا رفته در مقام دفاع برمی‌آید.

رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: دل مرد بی‌غیرت، وارونه و سربه‌زیر است (به این معنا که برخلاف خوی انسانی است

مرحوم نراقی، معلم بزرگ اخلاق می‌گوید:بی غیرتی عبارت است از کوتاهی در محافظت از دین و آبرو و اولاد و اموال، و این مرض از مهلکات عظیم و صفات خبیثه است و چه بسا به دیّوثی منجرّ می‌شود. پیامبر (صلی الله علیه و آ له) فرمود:"اگر مردی در اهل خانه خود مطلبی که منافی عفّت باشد ببیند و به غیرت نیاید، روح ایمان از او مفارقت می‌کند و ملائکه او را دیّوث می‌نامند". دیّوث یعنی کسی که خیلی بی غیرت است.

حضرت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به مردم عراق فرمود:"شنیده‌ام که زنان شما در راه‌ها و بازارها با مردان نامحرم به گفتگو می‌پردازند و شانه به شانه یکدیگر راه می‌روند!آیا حیا نمی‌کنید!".[ملا احمد نراقی، معراج السعاده، ص 163]

با توجه به مطالبی که درباره غیرت گفته شد معنا و مفهوم بی‌غیرتی آشکار می‌شود که عبارت است از کوتاهی و اهمال در محافظت از آنچه نگاهبانی آن لازم است، از دین و عرض (ناموس و آبرو) و اولاد و اموال، که آن هم از نتایج کوچکی و ضعف نفس است که از مهلکات بزرگ به شمار می‌رود و گاه به دیّوثی و قیادت منجر می‌شود.[ نراقی،ملا مهدی،جامع السعادات،تعلیق و تصحیح سید محمد کلانتر، ج1،ص301]

بی غیرتی از منظر سنت

انبیاء و اولیاء که پرچمداران راهنمایی انسان هستند از این مسأله مهم که مفاسد و تبعات ویرانگری هم برای نظام خانواده و هم برای اجتماع در پی دارد غافل نبوده، به مقابله با آن پرداخته‌اند. در ذیل به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم:

رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است:

«دل مرد بی‌غیرت، وارونه و سربه‌زیر است»[ شیخ حر عاملی؛وسایل الشیعه، ج20،ص153،ح25284] (به این معنا که برخلاف خوی انسانی است).

خود کم بینی

عوامل بی غیرتی

از جمله علل اصلی این صفت خبیثه، خود کم بینی و ضعف نفس است که نفس را یارای دفاع و حمایت از آنچه که شرع و عرف پشتیبانی و نگهبانی از آن را بر وی واجب و ضروری شمرده است ندارد و در این حالت است که قوه غضبیه که به عنوان پاسبان انسان به او ارزانی شده است از حالت عادی خود خارج شده، راه تفریط را می‌پیماید.[ نراقی، ملا مهدی؛ جامع السعادات، سید محمد کلانتر،ج1،ص301]

علت دیگر، مشغول شدن به ترانه‌ها و موسیقی‌های حرام و مبتذل می‌باشد که مرد را بی‌غیرت و زن را بی‌حیا می‌کند،[ کلینی،یعقوب؛ کافی،تحقیق علی اکبر غفاری، ج5،ص536]این مطلب با اندک توجه به چنین افرادی کاملاً مشهود و ملموس است که پیش چشمان اینان با نوامیسشان شوخی و احیاناً بی‌عفتی می‌کنند، اما دریغ از رگ غیرتی که در این افراد به حرکت درآید.

ایشان بی غیرتی را به جایی می‌رسانند که به جای ناراحتی ابراز خوشنودی کرده و به آن تشویق می‌کنند و فریاد تمدن و فرهنگ مآبی سر می‌دهند و متأسفانه گاهی دیده می‌شود که زنان و دختران پاک مسلمان در اثر خود کم بینی و احساس حقارت پوشالی که در برابر غربی‌ها و خارجی‌ها در خود احساس می‌کنند بدون فکر و اندیشه و به صرف تقلید کورکورانه، طوق نحس پیروی از آن‌ها را بر گردن آویخته، عنان اختیار خویش را به دستان نالایق آن بی‌خبران می‌دهند.

انواع غیرت

غیرت بر دو قسم است:

1_ غیرت در مورد دین و دین داری

2_ غیرت نسبت به ناموس

غیرت درباره دین داری این است که انسان در برابر اهانت به دین و یا عمل نشدن به دستورهای دین دلسوزی کند و نسبت به آن بی اعتنا نباشد و برای حفظ ارزش‌های اسلامی و رشد و گسترش آن در جامعه بشری کوشش نماید و امر به معروف و نهی از منکر را که از وظایف مهم اسلامی است،‌ ترک نکند.

غیرت در مورد ناموس به این است که بر محافظت زن و دختر و خواهران خود بکوشد؛ از بیرون رفتن بی جهت آنان جلوگیری کند؛ از مناظر شهوت آلود منع کند؛ از پوشیدن لباس نازک و تن نما آنان را بر حذر دارد؛ آنان را از گفتگو با نامحرمان منع کند و همواره سفارش به تقوا و حفظ حجاب نماید، تا آبروی خانوادگی و اجتماعی آنان محفوظ بماند.

مبالغه در تفحّص و تفتیش سزاوار نیست، زیرا این کار از بدگمانی که از آن نهی شده‌ایم خالی نخواهد بود و بعضی از گمان‌ها گناه است.حجرات آیه12:«إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»

مگر غیرت پسندیده و ناپسند دارد ؟

غیرت بر دو گونه است: غیرت پسندیده که تعریفش گذشت، اما غیرت ناپسند جایی است که به حدّ افراط برسد و مرد را نسبت به اهل خود بدگمان سازد به طوری که بر او سخت و تنگ بگیرد و درصدد تجسّس در مسائل نهانی و درونی وی برآید. رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم «از پی‌گیری مسائل پنهانی زنان و سختگیری و اذیّت رسانیدن به آنان» نهی فرموده است، آنجا که می‌فرماید:

«زن مانند استخوان کج دنده است، اگر بخواهی راستش بکنی می‌شکند».[ علامه مجلسی،محمد باقر؛بحارالانوار، ،ج22،ص452،باب12]

و نیز فرمود:«بعضی از انواع غیرت است که خدا و رسولش آن را دشمن دارند و آن این است که مرد بی‌جهت و نابجا بر اهل خود غیرت نماید».[ نراقی، ملا احمد؛معراج السعادة، ص224به نقل از سنن دارمی ج2،ص149]

و امیر مؤمنان علیه‌السلام فرمود:

«غیرت زیاد بر زن منما که هدف بدگمانی تو قرار گیرد».

و نیز در نامه خود به حضرت امام حسن علیه‌السلام فرمود:

«اگر از همسران خود ناروا دیدی پس بر بزرگ و کوچک آن‌ها نگهبان قرار ده و بپرهیز از آن که پی در پی آن‌ها را سرزنش کنی که بر گناه حریص و نکوهش را خوار سازد»[ عبدالواحد آمدی؛غررالحکم و دررالکلم،ترجمه محمد علی انصاری،تصحیح مهدی انصاری قمی، ص302،ح3743]

مبالغه در تفحّص و تفتیش سزاوار نیست، زیرا این کار از بدگمانی که از آن نهی شده‌ایم خالی نخواهد بود و بعضی از گمان‌ها گناه است.[ حجرات آیه12:«إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» ]

انسان‌ها در برابر نعمت‌هایی که به آن‌ها داده شده است تکالیفی دارند که وظیفه انسان در برابر دین و آبرو و اهل و عیال و اموال خود پشتیبانی از آن‌هاست و کوتاهی و اهمال در قبالشان (بی غیرتی) نتایج وخیمی برای خود و خانواده و هم برای اجتماع در پی دارد.

بی غیرتی و عوامل پدید آمدن آن

بی غیرتی و عوامل پدید آمدن آن

یکی از موضوعات مهم در زندگی اجتماعی زنان و مردان، مسئله غیرت است، که نقطه مقابل آن بی غیرتی است که در جامعه اسلامی، وقتی می گوییم که ای خانم، حجاب حجاب، همانجا باید به شوهر یا برادر یا پدرش باید گفت: ای آقا، غیرت غیرت۔ در جامعه؛ در حقیقت در جامعه امروزی یکی از معضلات بی تردید، معضل بی غیرتی مردان است که البته کمتر هم بدان پرداخته می شود؛ در این مقاله به بی غیرتی و عوامل بوجود آمدن آن پرداخته شده است.

بی غیرتی و عوامل پدید آمدن آن

بی غیرتی و عوامل پدید آمدن آن

تعریف بی غیرتی:

مرحوم نراقی، در تعریف بی غیرتی می فرماید: «بی غیرتی عبارت است از کوتاهی در محافظت از دین و آبرو و اولاد و اموال، و این مرض از مهلکات عظیم و صفات خبیثه است.»[1]


عوامل بی غیرتی

در روایات عواملی برای بی غیرتی شمرده شده است که به چند مورد از آن اشاره می کنیم:


1. اختلاط زن و مرد نامحرم:

حضرت علی علیه السلام در باره سخن گفتن با زن نامحرم که نتیجه ی اختلاط زن و مرد نامحرم است، فرمود: «ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل‌ها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن؛ نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه کردن از حیله و دام های شیطان است.»[2]


بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.[3]».باعدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا کانت المعاینة واللقاء کان الدّاء الّذی لا دواء لهرسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود: «


این حدیث نشان میدهد که ارتباط با جنس مخالف جایز نیست و باید میان زن و مردم نامحرم تماسی وجود نداشته باشد.

از حدیث دیگری، حکمت حرمت اختلاط زن و مرد، محبت و رغبت به یکدیگر فهمیده می شود؛ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) در این باره می‌فرمایند که :«ایاک و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها؛ از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز؛ به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینکه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می شود.»

امام امیرالمؤمنین علی(ع) در زمان حکومتشان، وقتی از مدینه به کوفه آمدند و آنجا را مرکز قرار دادند، وضع جامعه را مناسب با اسلام ندیدند. روزی ضمن یکی از خطاباتشان فرمودند:

« یَا أَهْلَ اَلْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَکُمْ یُوَافِقْنَ اَلرِّجَالَ فِی اَلطَّرِیقِ أَ مَا تَسْتَحْیُونَ وَ قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ لَعَنَ اَللَّهُ مَنْ لاَ یَغَارُ»؛[4]

ای اهل عراق! به من خبر رسیده که زنانتان در گذرگاه‌ها با مردان برخورد می‌کنند آیا حیا نمی‌کنید؟! و فرمود: خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.

در حدیث دیگری از آن حضرت نقل شده که فرمودند: «أما تَستَحیُونَ وَ لا تُغارُونَ وَ نِسائُکُم یِخرُجنَ إلی الأسواقِ وَ یُزاحِمنَ العُلُوجَ»؛ آیا شرم نمی‌کنید و غیرت نمی‌ورزید که زنانتان به بازارها می‌روند و با مردان برخورد می‌کنند.[5]


2. نگاه به نامحرم:

در حدیثی از پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) نگاه به نامحرم را زنای چشم می شمارد و می فرماید: «لکل عضو من ابن ادم حظ فی الزنا؛ و العین زناها النظر، و اللسان زناه الکلام، و الأذنان زناهما السمع، و الیدان زناهما البطش، و الرجلان زناهما المشی، والفرج یصدق ذلک و یکذبه»[1]

برای هر یک از عضو آدمی زاد، بهره ای از زناست و زنای چشم، نگاه به نامحرم است و زنای زبان، سخن گفتن، و زنای گوش ها، شنیدن سخنان و زنای دو دست، لمس کردن و زنای دو پا، رفتن به سوی حرام است و فرج اینها را تصدیق و تکذیب می کند به عبارتی اینها شامل فرج می شوند و به عبارتی خیر.
نگاه بعد از نگاه (نگاه همراه با دقت نظر)، تخم شهوت را در دل انسان می کارد و همان تخم شهوت، در به فتنه و آشوب انداختن صاحبش کفایت می کند.
در روایت دیگری، امام صادق (علیه السلام) نگاه حرام، را زمینه شهوت می داند که دیگر نمی توان جلویش را گرفت و می فرماید: «النظر بعد النظرة، تزرع فی القلب الشهوة و کفی بها لصاحبها فتنة»[7]

نگاه بعد از نگاه (نگاه همراه با دقت نظر)، تخم شهوت را در دل انسان می کارد و همان تخم شهوت، در به فتنه و آشوب انداختن صاحبش کفایت می کند.

امام رضا (علیه السلام) نیز در روایتی اشاره به این مطلب دارد که نگاه حرام، باعث پاشیده شدن، بذر شهوت، و تولد غفلت از یاد خداست و فرمود: «ایاکم و فضول النظر فانه یبذر الهوی و یولد الغفلة»[8] از نگاه های اضافه و غیر ضروری بر حذر باشید که تخم شهوت کاشته و غفلت، از آن متولد می شود.

ناگفته پیداست که نگاهی که تخم شهوت در دل بکارد و غفلت از یاد خدا از آن متولد شود، ثمره اش مرض جانی و عقلی است. علی(ع) در این باره می فرماید: «قرین الشّهوة مریض النّفس معلول العقل؛[9] کسی که با شهوت همراه است جان و عقلش مریض و بیمار است.» و انسان مریض، توانایی غیرت ورزی در مقابل ناموس خویش خواهد بود؟! و انسانی که از اساس نسبت به دیگران عفت نمی ورزد، آیا ناموسش عفیف خواهد ماند. چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «عِفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُکُمْ»[10] از زنان مردم چشم‏ پوشی کنید تا دیگران نسبت‏ به زنهای شما چشم‏ پوشی کنند.


۳. گوش دادن موسیقی مبتذل:

روایات متعددی وجود دارد که آثار و مضرات گوش دادن موسیقی را بیان می کند که ناگفته پیداست که در جامعه ی امروز بی محابا به آن بی توجهی شده و در بسیاری از موارد نه تنها یک به چشم یک منکر بدان نگاه نمی شود که عاملی برای گرفتن آرامش بدان تمسک می شود و به خوب و بد بودن تقسیم شده و گوش دهنده ی آن با توجیه خوب بودن آن، راهی برای انجام دادن دوباره ی آن باز می کند.

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اگر در منزلی چهل روز نوای موسیقی پخش شود، شیطان وارد شده، چنان قدرت نمایی کند که غیرت و حفظ ناموس را از او بردارد، آنچنانکه حتی اگر به ناموس وی هم تجاوز شود، در نزد او اهمیتی ندارد.»[11]

ریشه یابی بی حجابی و بدحجابی/ علت پایداری زیبایی زن از دید امام علی (ع)

ریشه یابی بی حجابی و بدحجابی/ علت پایداری زیبایی زن از دید امام علی (ع)

ریشه یابی بی حجابی و بدحجابی/ علت پایداری زیبایی زن از دید امام علی (ع)

وقتی به فلسفه و ریشه ی بی حجابی می نگریم، می بینیم، حجاب از عوامل خوشبختی است و موجب سلامتی روحی و روانی و تکامل فرد و جامعه می گردد و برهنگی و بدحجابی، سقوط و انحطاط معنوی و فکری و پیامدهای شوم بیماری روانی و در نهایت جسمی را به ارمغان می‌آورد.

به گزارش خبرگزاری مهر، گوهر شرم و حیا در صدف وجود زن نهفته است، لذا زنان نباید از جسم و ظاهر جسمانی خود به عنوان کالایی شهوت انگیز استفاده کنند و چشم های هرزه را به خود متوجه نمایند. علل و عوامل مختلفی در بی حجابی نقش دارند که به مواردی چون پیروی از هوی و هوس های نفسانی، جلب توجه و کسب جایگاه، خودنمایی، بی حیایی و بی عفتی، تهاجم فرهنگی، زیبا جلوه دادن خود نزد دیگران، بی غیرتی مرد در اشاعه ی فحشاء، عملکرد بد دستگاه های ذیربط، بی توجهی خانواده ها و دوستی های نامطمئن می توان اشاره کرد.

1) پیروی از هوی و هوس های نفسانی
بی شک در وجود انسان، غرائض و امیال گوناگونی است که همه ی آنها برای ادامه ی حیات او ضرورت دارد. هواپرستی سرچشمه غفلت و بی خبری است برخی زنان به خاطر هوی و هوس خویش به فکر تنوع لباس، آرایش و خودنمایی در جامعه می پردازند، تا اینکه خود را به هر مردی ارائه کنند. آنها بجز شیک پوشی، خودنمایی، لذت جویی، خوشگذرانی، به چیز دیگری نمی اندیشند و بهترین اوقات زندگی خود را به قدم زدن در کوچه و خیابان ها و پارک ها و میهمانی های مفسده انگیز می گذرانند، خلاصه آنجا که هواپرستی و بی حجابی است نه پای دین در میان است و نه پای عقل، در آنجا چیزی جز بدبختی و بلا نیست، در آنجا چیزی جز بیچارگی و شقاوت و فساد نخواهد بود.

2) جلب توجه و کسب جایگاه
انسان موقعیت طلب است و همواره می خواهد در میان مردم از جایگاهی خاص و در خور توجه برخوردار باشد. بعضی از افراد با تحصیل علم و دانش و کسب فصائل اخلاقی و معنوی و یا اجتماعی، جایگاهی بدست می آورند و برخی از افراد فاقد این ارزش ها هستند با نمایش زیبایی ها و جاذبه های طبیعی و ساختگی زنانه خود و بی حجابی سعی در جلب توجه دیگران می کنند تا به کمبودهای عاطفی و یا اجتماعی خود پاسخ دهند، اما این خودنمایی ها دلیل بر شخصیت و ارزش آنها نمی باشد.

3) خودنمایی
با توجه به آفرینش زن توأم با زیبایی و لطف ظاهری و با احساسات و عواطف باطنی و تمایل به خودنمایی که در وجود زن به طور محسوس و قوی به چشم می خورد زمینه تحریک پذیری و ایجاد هیجان و تحریک در دیگران توسط او امری طبیعی است و اگر ویژگی های یاد شده را با آرایش و لباس های دلپذیر و حرکات مهیج بیامیزد و در معرض دید نامحرمان قرار دهد چه مفاسد و انحرافاتی را بوجود می آورد که زمینه ساز اضطراب و نگرانی و پریشانی در روح و روان افراد می شود. برخی زنان با بی حجابی به بیماری صیادی دلها گرفتارند. علاقه همسرانش برای ارضای روحیه آنها کافی نیست. محبوبیت عمومی می طلبند. حضرت امام صادق(ع) در مورد آثار گناه می فرماید: شمار کسانیکه که در اثر گناهان و انحرافات جان خود را از دست می دهند بیش از تعداد افرادی است که در اثر مرگ طبیعی می میرند.

4) بی حیایی
یکی از خلقیات پسندیده و صفات عالیه انسانی عفت است. ملکه عفت آدمی را در اعمال و تمایلات جنسی تعدیل می کند و انسان را از پلیدی های شهوت مصون نگاه می دارد. بی عفتی و بی حجابی بعضی از دختران و زنان جوان غالبا از دوستان ناباب سرچشمه می گیرد. در نتیجه خانواده ها و دختران باید در انتخاب دوست دقت کنند.

5) تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی عبارت است از تلاش مستمر و حیله گرانه استکبار برای سلب کردن فرهنگ‌های اصیل و الهی از ملت ها و جایگزین کردن فرهنگ مبتذل و مبتنی بر فساد و عیاشی و بی‌بهره ساختن ملت ها از هویت مستقل ملی و دینی خودشان و سلب اتکا به اراده خود. یکی از مهمترین عوامل درونی که باعث انحطاط فرهنگ یک جامعه می شود رواج فساد اخلاقی و بی حجابی است. وقتی فساد بر روی جامعه تاثیر گذاشت، غالبا آن جامعه قادر به ادامه حیات نیست.

6) زیبا جلوه دادن خود نزد دیگران
موضوع زیبایی و جمال طبیعی انسان نیز یکی از مسائلی است که در روایات مذهبی مورد کمال توجه قرار گرفته است. جمال در مورد خداوند بزرگ به معنی زیبایی طبیعی یا تجمل مصنوعی نیست، بلکه مراد ا ز جمال الهی صفات جمالیه و کمالات معنوی است. اما عده ای از زنان و دختران که معنی و مفهوم اصل زیبایی را درک نکرده اند تمام هم و غم خود را بر این می گذارند که شکل ظاهری خود را آراسته و آرایش نمایند و به صورتی زیباتر در نزد دیگران حضور یابند و از زیبایی خدادادی خود در جهت خلاف دستورات الهی استفاده کنند. امام علی(ع) در حدیثی می فرماید: پوشیدگی برای زن سودمندترین و زیبایی او را پایدارتر می سازد.

7) بی غیرتی مرد در اشاعه ی فحشاء
تاثیر متقابل زن و مرد در روابط خانوادگی و سرنوشت فرزندانشان، از اصول غیرقابل انکار در تربیت اجتماعی اسلام است. مرد باید همچون حصاری زن را در حمایت و مراقبت قرار دهد این حالت باید هم در مراقبت نسبت به عفاف و پاکدامنی زن باشد و هم در توجه به نیازهای عاطفی و جنسی او. توجه مرد به عفاف همسر خویش شرط اولیه حفظ حریم خانواده و حفظ سلامت اخلاقی آن است و در افزایش عشق و محبت وی به شوهر موثر است.

8) عملکرد دستگاه های ذیربط
وظیفه ی مهم مسئولین، نظارت لازم بر موسسات تولیدی است که بسیاری از آنها به مراکز مدسازی و دوخت لباس های بی حجاب تبدیل شده اند. آنها به دوخت لباس های غیرشرعی مبادرت می ورزند. اگر کسی بخواهد مانتو و یا شلوار ساده و یا لباس مناسب و در شأنی خریداری کند موفق نخواهد شد. برخی از بی حجابی های زنان و دختران، ناشی از لباس های تحمیلی مانتوسراهای سودجویی است که به فرهنگ بد لباسی و شهوترانی دامن می زنند.

9) بی توجهی خانواده ها
یکی از مهمترین نهادهای موثر در رشد، تربیت و رفتار آدمی نهاد خانواده است. اگر پدران و مادران بی توجه باشند نسبت به مسائل و معیارهای دینی و اخلاقی، از شر مفاسد، فرزندان شان در امان نمی باشند. از این رو خانواده مهمترین قسمت می باشد که باید در امر حجاب به دختران خود آموزش لازم را بدهد.

10) دوستی های نامطمئن
در حقیقت یکی از ریشه های بی حجابی، دوستی های نامطمئن معاشرت های آلوده و مشکوک، گرایش به فرهنگ غرب، شخصیت زدگی، انتخاب الگوهای نامطلوب، احساس پوچی، از درون تهی شدن، بی اعتمادی به فرهنگ خودی و فقر معنویت و نظایر آنها. دختران چون از نظر روحی، عاطفی و احساسی تر هستند از دریچه ی احساسات به دنیا و مسائل آن می نگرند به همین دلیل بیشتر در معرض خطر آسیب های اخلاقی و اجتماعی قرار دارند.