شهید تهرانی مقدم

حسن تهرانی مقدم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسن تهرانی مقدم
Hassan Tehrani Moghaddam 2011-11-13 2 (1).jpg
محل تولدتهران
تاریخ تولد۶ آبان ۱۳۳۸
محل درگذشتپادگان مدرس
(در حوالی بیدگنه ملارد)
تاریخ درگذشت۲۱ آبان ۱۳۹۰
بر اثر انفجار
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۹۰–۱۳۵۸
یگان‌های خدمتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
درجهسرتیپ پاسدار
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
همسرالهام حیدری[۱]

حسن تهرانی مقدم (زاده ۶ آبان ۱۳۳۸ تهران - درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ملارد) نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. آخرین سمت وی، ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران بود.[۲] او به عنوان یکی از پایه‌گذاران برنامه موشکی در سپاه پاسداران شناخته می‌شود.[۳] تهرانی‌مقدم در سال ۱۳۹۰ در پی حادثه انفجار زاغه مهمات واقع در پادگان مدرس شهید شد.

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه، تهران زاده شد.[۴] او پس از طی تحصیلات مقدماتی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود، در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.[۵] پس از آن طهرانی مقدم مسئولیت واحد توپخانه را به حسن شفیع‌زاده واگذار کرد و به یگان موشکی سپاه پاسداران رفت و مسئولیت این یگان را برعهده گرفت. او همچنین در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود. حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت‌های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.[۶] در دوران پس از جنگ ایران و عراق، تهرانی مقدم وظیفه مدیریت بر پروژه ساخت چند موشک را در واحد موشکی سپاه قبل از غلامرضا یزدانی[۷] برعهده داشت، بدین خاطر برخی از همکارانش به او لقب پدر موشکی ایران دادند.[۸]

تحصیلات

حسن تهرانی مقدم، در رشته صنایع ریخته‌گری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مشغول به تحصیل بود و در مرحله نخست در سال ۱۳۶۹ مقطع کاردانی و در سال ۱۳۷۴ نیز کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخذ نمود.[۹]

درگذشت

نوشتار اصلی: انفجار بیدگنه

حسن تهرانی مقدم در ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس، واقع در شهرستان ملارد، به همراه ۱۶ نفر دیگر از اعضای سپاه پاسداران، کشته شد.[۱۰]

  • Hassan Tehrani Moghaddaam's grave (cropped).jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 01.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 02.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 03.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 04.jpg

منابع

  1.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۱۷.
  2.  «ایران: انفجار پادگان سپاه در جریان تحقیقات نظامی رخ داد». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ آبان ۱۳۹۰.
  3.  «پایه‌گذار برنامه موشکی سپاه در انفجار مهمات شهید شد». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  4.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار". بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  5.  محسن رضایی (۴ آذر ۱۳۹۰). «حسن تهرانی مقدم که بود و چه کرد؟».خبرگزاری مهر.
  6.  «زندگینامه: حسن تهرانی‌مقدم (۱۳۳۸–۱۳۹۰)». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  7.  http://persongram.com/3324/
  8.  «اخبار ضد و نقیض دربارهٔ پروژه موشک قاره‌پیمای ایران». دویچه وله. ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  9.  «تصویر گواهی موقت فارغ‌التحصیلی». دانشگاه تربیت دبیر رجایی. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  10.  «سپاه پاسداران: در انفجار پادگان ملارد ۱۷ نفر به شهادت رسیدند». ۲۱ آبان ۱۳۹۰.

رده‌ها

شهید تهرانی مقدم

حسن تهرانی مقدم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسن تهرانی مقدم
Hassan Tehrani Moghaddam 2011-11-13 2 (1).jpg
محل تولدتهران
تاریخ تولد۶ آبان ۱۳۳۸
محل درگذشتپادگان مدرس
(در حوالی بیدگنه ملارد)
تاریخ درگذشت۲۱ آبان ۱۳۹۰
بر اثر انفجار
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۹۰–۱۳۵۸
یگان‌های خدمتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
درجهسرتیپ پاسدار
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
همسرالهام حیدری[۱]

حسن تهرانی مقدم (زاده ۶ آبان ۱۳۳۸ تهران - درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ملارد) نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. آخرین سمت وی، ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران بود.[۲] او به عنوان یکی از پایه‌گذاران برنامه موشکی در سپاه پاسداران شناخته می‌شود.[۳] تهرانی‌مقدم در سال ۱۳۹۰ در پی حادثه انفجار زاغه مهمات واقع در پادگان مدرس شهید شد.

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه، تهران زاده شد.[۴] او پس از طی تحصیلات مقدماتی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود، در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.[۵] پس از آن طهرانی مقدم مسئولیت واحد توپخانه را به حسن شفیع‌زاده واگذار کرد و به یگان موشکی سپاه پاسداران رفت و مسئولیت این یگان را برعهده گرفت. او همچنین در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود. حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت‌های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.[۶] در دوران پس از جنگ ایران و عراق، تهرانی مقدم وظیفه مدیریت بر پروژه ساخت چند موشک را در واحد موشکی سپاه قبل از غلامرضا یزدانی[۷] برعهده داشت، بدین خاطر برخی از همکارانش به او لقب پدر موشکی ایران دادند.[۸]

تحصیلات

حسن تهرانی مقدم، در رشته صنایع ریخته‌گری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مشغول به تحصیل بود و در مرحله نخست در سال ۱۳۶۹ مقطع کاردانی و در سال ۱۳۷۴ نیز کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخذ نمود.[۹]

درگذشت

نوشتار اصلی: انفجار بیدگنه

حسن تهرانی مقدم در ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس، واقع در شهرستان ملارد، به همراه ۱۶ نفر دیگر از اعضای سپاه پاسداران، کشته شد.[۱۰]

  • Hassan Tehrani Moghaddaam's grave (cropped).jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 01.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 02.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 03.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 04.jpg

منابع

  1.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۱۷.
  2.  «ایران: انفجار پادگان سپاه در جریان تحقیقات نظامی رخ داد». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ آبان ۱۳۹۰.
  3.  «پایه‌گذار برنامه موشکی سپاه در انفجار مهمات شهید شد». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  4.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار". بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  5.  محسن رضایی (۴ آذر ۱۳۹۰). «حسن تهرانی مقدم که بود و چه کرد؟».خبرگزاری مهر.
  6.  «زندگینامه: حسن تهرانی‌مقدم (۱۳۳۸–۱۳۹۰)». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  7.  http://persongram.com/3324/
  8.  «اخبار ضد و نقیض دربارهٔ پروژه موشک قاره‌پیمای ایران». دویچه وله. ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  9.  «تصویر گواهی موقت فارغ‌التحصیلی». دانشگاه تربیت دبیر رجایی. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  10.  «سپاه پاسداران: در انفجار پادگان ملارد ۱۷ نفر به شهادت رسیدند». ۲۱ آبان ۱۳۹۰.

رده‌ها

شهید تهرانی مقدم

حسن تهرانی مقدم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسن تهرانی مقدم
Hassan Tehrani Moghaddam 2011-11-13 2 (1).jpg
محل تولدتهران
تاریخ تولد۶ آبان ۱۳۳۸
محل درگذشتپادگان مدرس
(در حوالی بیدگنه ملارد)
تاریخ درگذشت۲۱ آبان ۱۳۹۰
بر اثر انفجار
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۹۰–۱۳۵۸
یگان‌های خدمتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
درجهسرتیپ پاسدار
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
همسرالهام حیدری[۱]

حسن تهرانی مقدم (زاده ۶ آبان ۱۳۳۸ تهران - درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ملارد) نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. آخرین سمت وی، ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران بود.[۲] او به عنوان یکی از پایه‌گذاران برنامه موشکی در سپاه پاسداران شناخته می‌شود.[۳] تهرانی‌مقدم در سال ۱۳۹۰ در پی حادثه انفجار زاغه مهمات واقع در پادگان مدرس شهید شد.

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه، تهران زاده شد.[۴] او پس از طی تحصیلات مقدماتی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود، در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.[۵] پس از آن طهرانی مقدم مسئولیت واحد توپخانه را به حسن شفیع‌زاده واگذار کرد و به یگان موشکی سپاه پاسداران رفت و مسئولیت این یگان را برعهده گرفت. او همچنین در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود. حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت‌های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.[۶] در دوران پس از جنگ ایران و عراق، تهرانی مقدم وظیفه مدیریت بر پروژه ساخت چند موشک را در واحد موشکی سپاه قبل از غلامرضا یزدانی[۷] برعهده داشت، بدین خاطر برخی از همکارانش به او لقب پدر موشکی ایران دادند.[۸]

تحصیلات

حسن تهرانی مقدم، در رشته صنایع ریخته‌گری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مشغول به تحصیل بود و در مرحله نخست در سال ۱۳۶۹ مقطع کاردانی و در سال ۱۳۷۴ نیز کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخذ نمود.[۹]

درگذشت

نوشتار اصلی: انفجار بیدگنه

حسن تهرانی مقدم در ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس، واقع در شهرستان ملارد، به همراه ۱۶ نفر دیگر از اعضای سپاه پاسداران، کشته شد.[۱۰]

  • Hassan Tehrani Moghaddaam's grave (cropped).jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 01.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 02.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 03.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 04.jpg

منابع

  1.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۱۷.
  2.  «ایران: انفجار پادگان سپاه در جریان تحقیقات نظامی رخ داد». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ آبان ۱۳۹۰.
  3.  «پایه‌گذار برنامه موشکی سپاه در انفجار مهمات شهید شد». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  4.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار". بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  5.  محسن رضایی (۴ آذر ۱۳۹۰). «حسن تهرانی مقدم که بود و چه کرد؟».خبرگزاری مهر.
  6.  «زندگینامه: حسن تهرانی‌مقدم (۱۳۳۸–۱۳۹۰)». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  7.  http://persongram.com/3324/
  8.  «اخبار ضد و نقیض دربارهٔ پروژه موشک قاره‌پیمای ایران». دویچه وله. ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  9.  «تصویر گواهی موقت فارغ‌التحصیلی». دانشگاه تربیت دبیر رجایی. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  10.  «سپاه پاسداران: در انفجار پادگان ملارد ۱۷ نفر به شهادت رسیدند». ۲۱ آبان ۱۳۹۰.

رده‌ها

شهید تهرانی مقدم

حسن تهرانی مقدم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسن تهرانی مقدم
Hassan Tehrani Moghaddam 2011-11-13 2 (1).jpg
محل تولدتهران
تاریخ تولد۶ آبان ۱۳۳۸
محل درگذشتپادگان مدرس
(در حوالی بیدگنه ملارد)
تاریخ درگذشت۲۱ آبان ۱۳۹۰
بر اثر انفجار
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۹۰–۱۳۵۸
یگان‌های خدمتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
درجهسرتیپ پاسدار
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
همسرالهام حیدری[۱]

حسن تهرانی مقدم (زاده ۶ آبان ۱۳۳۸ تهران - درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ملارد) نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. آخرین سمت وی، ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران بود.[۲] او به عنوان یکی از پایه‌گذاران برنامه موشکی در سپاه پاسداران شناخته می‌شود.[۳] تهرانی‌مقدم در سال ۱۳۹۰ در پی حادثه انفجار زاغه مهمات واقع در پادگان مدرس شهید شد.

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه، تهران زاده شد.[۴] او پس از طی تحصیلات مقدماتی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود، در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.[۵] پس از آن طهرانی مقدم مسئولیت واحد توپخانه را به حسن شفیع‌زاده واگذار کرد و به یگان موشکی سپاه پاسداران رفت و مسئولیت این یگان را برعهده گرفت. او همچنین در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود. حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت‌های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.[۶] در دوران پس از جنگ ایران و عراق، تهرانی مقدم وظیفه مدیریت بر پروژه ساخت چند موشک را در واحد موشکی سپاه قبل از غلامرضا یزدانی[۷] برعهده داشت، بدین خاطر برخی از همکارانش به او لقب پدر موشکی ایران دادند.[۸]

تحصیلات

حسن تهرانی مقدم، در رشته صنایع ریخته‌گری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مشغول به تحصیل بود و در مرحله نخست در سال ۱۳۶۹ مقطع کاردانی و در سال ۱۳۷۴ نیز کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخذ نمود.[۹]

درگذشت

نوشتار اصلی: انفجار بیدگنه

حسن تهرانی مقدم در ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس، واقع در شهرستان ملارد، به همراه ۱۶ نفر دیگر از اعضای سپاه پاسداران، کشته شد.[۱۰]

  • Hassan Tehrani Moghaddaam's grave (cropped).jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 01.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 02.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 03.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 04.jpg

منابع

  1.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۱۷.
  2.  «ایران: انفجار پادگان سپاه در جریان تحقیقات نظامی رخ داد». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ آبان ۱۳۹۰.
  3.  «پایه‌گذار برنامه موشکی سپاه در انفجار مهمات شهید شد». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  4.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار". بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  5.  محسن رضایی (۴ آذر ۱۳۹۰). «حسن تهرانی مقدم که بود و چه کرد؟».خبرگزاری مهر.
  6.  «زندگینامه: حسن تهرانی‌مقدم (۱۳۳۸–۱۳۹۰)». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  7.  http://persongram.com/3324/
  8.  «اخبار ضد و نقیض دربارهٔ پروژه موشک قاره‌پیمای ایران». دویچه وله. ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  9.  «تصویر گواهی موقت فارغ‌التحصیلی». دانشگاه تربیت دبیر رجایی. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  10.  «سپاه پاسداران: در انفجار پادگان ملارد ۱۷ نفر به شهادت رسیدند». ۲۱ آبان ۱۳۹۰.

رده‌ها

شهید تهرانی مقدم

حسن تهرانی مقدم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسن تهرانی مقدم
Hassan Tehrani Moghaddam 2011-11-13 2 (1).jpg
محل تولدتهران
تاریخ تولد۶ آبان ۱۳۳۸
محل درگذشتپادگان مدرس
(در حوالی بیدگنه ملارد)
تاریخ درگذشت۲۱ آبان ۱۳۹۰
بر اثر انفجار
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۹۰–۱۳۵۸
یگان‌های خدمتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
درجهسرتیپ پاسدار
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
همسرالهام حیدری[۱]

حسن تهرانی مقدم (زاده ۶ آبان ۱۳۳۸ تهران - درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ملارد) نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. آخرین سمت وی، ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران بود.[۲] او به عنوان یکی از پایه‌گذاران برنامه موشکی در سپاه پاسداران شناخته می‌شود.[۳] تهرانی‌مقدم در سال ۱۳۹۰ در پی حادثه انفجار زاغه مهمات واقع در پادگان مدرس شهید شد.

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه، تهران زاده شد.[۴] او پس از طی تحصیلات مقدماتی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود، در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.[۵] پس از آن طهرانی مقدم مسئولیت واحد توپخانه را به حسن شفیع‌زاده واگذار کرد و به یگان موشکی سپاه پاسداران رفت و مسئولیت این یگان را برعهده گرفت. او همچنین در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود. حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت‌های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.[۶] در دوران پس از جنگ ایران و عراق، تهرانی مقدم وظیفه مدیریت بر پروژه ساخت چند موشک را در واحد موشکی سپاه قبل از غلامرضا یزدانی[۷] برعهده داشت، بدین خاطر برخی از همکارانش به او لقب پدر موشکی ایران دادند.[۸]

تحصیلات

حسن تهرانی مقدم، در رشته صنایع ریخته‌گری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مشغول به تحصیل بود و در مرحله نخست در سال ۱۳۶۹ مقطع کاردانی و در سال ۱۳۷۴ نیز کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخذ نمود.[۹]

درگذشت

نوشتار اصلی: انفجار بیدگنه

حسن تهرانی مقدم در ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس، واقع در شهرستان ملارد، به همراه ۱۶ نفر دیگر از اعضای سپاه پاسداران، کشته شد.[۱۰]

  • Hassan Tehrani Moghaddaam's grave (cropped).jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 01.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 02.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 03.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 04.jpg

منابع

  1.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۱۷.
  2.  «ایران: انفجار پادگان سپاه در جریان تحقیقات نظامی رخ داد». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ آبان ۱۳۹۰.
  3.  «پایه‌گذار برنامه موشکی سپاه در انفجار مهمات شهید شد». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  4.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار". بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  5.  محسن رضایی (۴ آذر ۱۳۹۰). «حسن تهرانی مقدم که بود و چه کرد؟».خبرگزاری مهر.
  6.  «زندگینامه: حسن تهرانی‌مقدم (۱۳۳۸–۱۳۹۰)». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  7.  http://persongram.com/3324/
  8.  «اخبار ضد و نقیض دربارهٔ پروژه موشک قاره‌پیمای ایران». دویچه وله. ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  9.  «تصویر گواهی موقت فارغ‌التحصیلی». دانشگاه تربیت دبیر رجایی. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  10.  «سپاه پاسداران: در انفجار پادگان ملارد ۱۷ نفر به شهادت رسیدند». ۲۱ آبان ۱۳۹۰.

رده‌ها

شهید تهرانی مقدم

حسن تهرانی مقدم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسن تهرانی مقدم
Hassan Tehrani Moghaddam 2011-11-13 2 (1).jpg
محل تولدتهران
تاریخ تولد۶ آبان ۱۳۳۸
محل درگذشتپادگان مدرس
(در حوالی بیدگنه ملارد)
تاریخ درگذشت۲۱ آبان ۱۳۹۰
بر اثر انفجار
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۹۰–۱۳۵۸
یگان‌های خدمتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
درجهسرتیپ پاسدار
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
همسرالهام حیدری[۱]

حسن تهرانی مقدم (زاده ۶ آبان ۱۳۳۸ تهران - درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ملارد) نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. آخرین سمت وی، ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران بود.[۲] او به عنوان یکی از پایه‌گذاران برنامه موشکی در سپاه پاسداران شناخته می‌شود.[۳] تهرانی‌مقدم در سال ۱۳۹۰ در پی حادثه انفجار زاغه مهمات واقع در پادگان مدرس شهید شد.

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه، تهران زاده شد.[۴] او پس از طی تحصیلات مقدماتی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود، در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.[۵] پس از آن طهرانی مقدم مسئولیت واحد توپخانه را به حسن شفیع‌زاده واگذار کرد و به یگان موشکی سپاه پاسداران رفت و مسئولیت این یگان را برعهده گرفت. او همچنین در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود. حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت‌های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.[۶] در دوران پس از جنگ ایران و عراق، تهرانی مقدم وظیفه مدیریت بر پروژه ساخت چند موشک را در واحد موشکی سپاه قبل از غلامرضا یزدانی[۷] برعهده داشت، بدین خاطر برخی از همکارانش به او لقب پدر موشکی ایران دادند.[۸]

تحصیلات

حسن تهرانی مقدم، در رشته صنایع ریخته‌گری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مشغول به تحصیل بود و در مرحله نخست در سال ۱۳۶۹ مقطع کاردانی و در سال ۱۳۷۴ نیز کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخذ نمود.[۹]

درگذشت

نوشتار اصلی: انفجار بیدگنه

حسن تهرانی مقدم در ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس، واقع در شهرستان ملارد، به همراه ۱۶ نفر دیگر از اعضای سپاه پاسداران، کشته شد.[۱۰]

  • Hassan Tehrani Moghaddaam's grave (cropped).jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 01.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 02.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 03.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 04.jpg

منابع

  1.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۱۷.
  2.  «ایران: انفجار پادگان سپاه در جریان تحقیقات نظامی رخ داد». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ آبان ۱۳۹۰.
  3.  «پایه‌گذار برنامه موشکی سپاه در انفجار مهمات شهید شد». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  4.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار". بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  5.  محسن رضایی (۴ آذر ۱۳۹۰). «حسن تهرانی مقدم که بود و چه کرد؟».خبرگزاری مهر.
  6.  «زندگینامه: حسن تهرانی‌مقدم (۱۳۳۸–۱۳۹۰)». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  7.  http://persongram.com/3324/
  8.  «اخبار ضد و نقیض دربارهٔ پروژه موشک قاره‌پیمای ایران». دویچه وله. ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  9.  «تصویر گواهی موقت فارغ‌التحصیلی». دانشگاه تربیت دبیر رجایی. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  10.  «سپاه پاسداران: در انفجار پادگان ملارد ۱۷ نفر به شهادت رسیدند». ۲۱ آبان ۱۳۹۰.

رده‌ها

شهید تهرانی مقدم

حسن تهرانی مقدم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسن تهرانی مقدم
Hassan Tehrani Moghaddam 2011-11-13 2 (1).jpg
محل تولدتهران
تاریخ تولد۶ آبان ۱۳۳۸
محل درگذشتپادگان مدرس
(در حوالی بیدگنه ملارد)
تاریخ درگذشت۲۱ آبان ۱۳۹۰
بر اثر انفجار
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۹۰–۱۳۵۸
یگان‌های خدمتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
درجهسرتیپ پاسدار
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
همسرالهام حیدری[۱]

حسن تهرانی مقدم (زاده ۶ آبان ۱۳۳۸ تهران - درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ملارد) نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. آخرین سمت وی، ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران بود.[۲] او به عنوان یکی از پایه‌گذاران برنامه موشکی در سپاه پاسداران شناخته می‌شود.[۳] تهرانی‌مقدم در سال ۱۳۹۰ در پی حادثه انفجار زاغه مهمات واقع در پادگان مدرس شهید شد.

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه، تهران زاده شد.[۴] او پس از طی تحصیلات مقدماتی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود، در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.[۵] پس از آن طهرانی مقدم مسئولیت واحد توپخانه را به حسن شفیع‌زاده واگذار کرد و به یگان موشکی سپاه پاسداران رفت و مسئولیت این یگان را برعهده گرفت. او همچنین در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود. حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت‌های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.[۶] در دوران پس از جنگ ایران و عراق، تهرانی مقدم وظیفه مدیریت بر پروژه ساخت چند موشک را در واحد موشکی سپاه قبل از غلامرضا یزدانی[۷] برعهده داشت، بدین خاطر برخی از همکارانش به او لقب پدر موشکی ایران دادند.[۸]

تحصیلات

حسن تهرانی مقدم، در رشته صنایع ریخته‌گری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مشغول به تحصیل بود و در مرحله نخست در سال ۱۳۶۹ مقطع کاردانی و در سال ۱۳۷۴ نیز کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخذ نمود.[۹]

درگذشت

نوشتار اصلی: انفجار بیدگنه

حسن تهرانی مقدم در ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس، واقع در شهرستان ملارد، به همراه ۱۶ نفر دیگر از اعضای سپاه پاسداران، کشته شد.[۱۰]

  • Hassan Tehrani Moghaddaam's grave (cropped).jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 01.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 02.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 03.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 04.jpg

منابع

  1.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۱۷.
  2.  «ایران: انفجار پادگان سپاه در جریان تحقیقات نظامی رخ داد». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ آبان ۱۳۹۰.
  3.  «پایه‌گذار برنامه موشکی سپاه در انفجار مهمات شهید شد». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  4.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار". بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  5.  محسن رضایی (۴ آذر ۱۳۹۰). «حسن تهرانی مقدم که بود و چه کرد؟».خبرگزاری مهر.
  6.  «زندگینامه: حسن تهرانی‌مقدم (۱۳۳۸–۱۳۹۰)». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  7.  http://persongram.com/3324/
  8.  «اخبار ضد و نقیض دربارهٔ پروژه موشک قاره‌پیمای ایران». دویچه وله. ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  9.  «تصویر گواهی موقت فارغ‌التحصیلی». دانشگاه تربیت دبیر رجایی. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  10.  «سپاه پاسداران: در انفجار پادگان ملارد ۱۷ نفر به شهادت رسیدند». ۲۱ آبان ۱۳۹۰.

رده‌ها

شهید تهرانی مقدم

حسن تهرانی مقدم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسن تهرانی مقدم
Hassan Tehrani Moghaddam 2011-11-13 2 (1).jpg
محل تولدتهران
تاریخ تولد۶ آبان ۱۳۳۸
محل درگذشتپادگان مدرس
(در حوالی بیدگنه ملارد)
تاریخ درگذشت۲۱ آبان ۱۳۹۰
بر اثر انفجار
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۹۰–۱۳۵۸
یگان‌های خدمتسپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
درجهسرتیپ پاسدار
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
همسرالهام حیدری[۱]

حسن تهرانی مقدم (زاده ۶ آبان ۱۳۳۸ تهران - درگذشته ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ملارد) نظامی ایرانی بود، که از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بشمار می‌آمد. آخرین سمت وی، ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران بود.[۲] او به عنوان یکی از پایه‌گذاران برنامه موشکی در سپاه پاسداران شناخته می‌شود.[۳] تهرانی‌مقدم در سال ۱۳۹۰ در پی حادثه انفجار زاغه مهمات واقع در پادگان مدرس شهید شد.

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه، تهران زاده شد.[۴] او پس از طی تحصیلات مقدماتی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران، به عضویت این نهاد درآمده بود، در دوران جنگ ایران و عراق، نخستین فرمانده توپخانه سپاه و بنیانگذار واحد توپخانه در سپاه بود.[۵] پس از آن طهرانی مقدم مسئولیت واحد توپخانه را به حسن شفیع‌زاده واگذار کرد و به یگان موشکی سپاه پاسداران رفت و مسئولیت این یگان را برعهده گرفت. او همچنین در تشکیل و بنیان‌گذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود. حسن طهرانی مقدم با پایان جنگ، وارد حوزه تحقیقات و توسعه فعالیت‌های موشکی در سپاه پاسداران شد و مسئولیت ریاست سازمان جهاد خودکفایی سپاه را برعهده گرفت.[۶] در دوران پس از جنگ ایران و عراق، تهرانی مقدم وظیفه مدیریت بر پروژه ساخت چند موشک را در واحد موشکی سپاه قبل از غلامرضا یزدانی[۷] برعهده داشت، بدین خاطر برخی از همکارانش به او لقب پدر موشکی ایران دادند.[۸]

تحصیلات

حسن تهرانی مقدم، در رشته صنایع ریخته‌گری در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی مشغول به تحصیل بود و در مرحله نخست در سال ۱۳۶۹ مقطع کاردانی و در سال ۱۳۷۴ نیز کارشناسی مهندسی صنایع را از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی اخذ نمود.[۹]

درگذشت

نوشتار اصلی: انفجار بیدگنه

حسن تهرانی مقدم در ۲۱ آبان‌ماه ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس، واقع در شهرستان ملارد، به همراه ۱۶ نفر دیگر از اعضای سپاه پاسداران، کشته شد.[۱۰]

  • Hassan Tehrani Moghaddaam's grave (cropped).jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 01.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 02.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 03.jpg

  •  
  • The funeral rites of the self-sufficiency unit of AGIR 04.jpg

منابع

  1.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۱۷.
  2.  «ایران: انفجار پادگان سپاه در جریان تحقیقات نظامی رخ داد». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۵ آبان ۱۳۹۰.
  3.  «پایه‌گذار برنامه موشکی سپاه در انفجار مهمات شهید شد». دویچه وله. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  4.  «حسن تهرانی مقدم». شخصیت نگار". بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  5.  محسن رضایی (۴ آذر ۱۳۹۰). «حسن تهرانی مقدم که بود و چه کرد؟».خبرگزاری مهر.
  6.  «زندگینامه: حسن تهرانی‌مقدم (۱۳۳۸–۱۳۹۰)». همشهری آنلاین. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  7.  http://persongram.com/3324/
  8.  «اخبار ضد و نقیض دربارهٔ پروژه موشک قاره‌پیمای ایران». دویچه وله. ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱.
  9.  «تصویر گواهی موقت فارغ‌التحصیلی». دانشگاه تربیت دبیر رجایی. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۶.
  10.  «سپاه پاسداران: در انفجار پادگان ملارد ۱۷ نفر به شهادت رسیدند». ۲۱ آبان ۱۳۹۰.

رده‌ها

راه زندگی سالم

۱۲ تغییر کوچک برای سبک‌ زندگی سالم ‌تر

روانشناسی ۴ دیدگاه 26,462 بازدید

زندگی سالم ‌تر چطور باید باشد؟  «آنطور که من می‌بینم، شما هر روز یکی از این دو کار را انجام می‌دهید: ایجاد سلامتی یا تولید مریضی در خودتان!» — آدل داویس (Adelle Davis)

 آیا سبک زندگی سالمی دارید؟

لازم نیست برای داشتن زندگی سالم، دونده ماراتن باشید، بوفو و بروکلی بخورید یا ساعت‌ها مدیتیشن کار کنید. سبک‌زندگی سالم یک روند پیش‌رو است که پستی و بلندی‌های خود را دارد اما همیشه به سمت یادگیری بیشتر، داشتن انتخاب‌های بهتر و زندگی هوشمندانه در حرکت است.

اگر هر تغییر کوچک را هدیه‌ای ببینید که به خودتان می‌دهید، برای احترام گذاشتن به جسم، فکر و روحتان، این تغییر کمتر ترسناک و طبیعی‌تر خواهد بود. همانطور که رقصنده مدرن، مرتا گراهام ذکر می‌کند، «بدن لباسی مقدس است.» باید با آن اینگونه رفتار شود.

فقط در یک روز، تغییرات کوچک بسیار زیادی هست که می‌توانید برای دست یافتن به فواید بیشماری که برای سلامتی‌تان دارند امتحانشان کنید.

در زیر به ۱۲ مورد از این تغییرات اشاره می‌کنیم که به زمان و تعهد بسیار کمی نیاز دارند اما پاداش فوق‌العاده‌ای برایتان در بر خواهد داشت.

۱۲ تغییر کوچک برای سبک‌ زندگی سالم ‌تر

۱. روزتان را با حرکات کششی شروع کنید. ۱۵-۱۰ دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید و کمی حرکات کششی انجام دهید. حرکات کششی به شما برای بیدار شدن کمک می‌کند، انرژی بیشتری به شما می‌دهد، انعطاف‌پذیری و هماهنگی بدنتان را بالا برده، به گردش خون در بدن کمک کرده و ریلکس‌تان می‌کند.

۲. برای کل روز خوب بدنتان را سوخت رسانی کنید. اگر قرار است در روز یک وعده غذای خیلی خوب و سالم بخورید، اجازه بدهید که آن وعده صبحانه باشد. ترکیبی از کربوهیدرات‌ها، فیبر، پروتئین و مقدار کمی چربی فواید بسیار زیادی برای سلامتی شما داشته و ساعت‌ها انرژی لازم برای بدنتان را فراهم می‌کند.

۳. جایی برای چای بگذارید. چای حاوی انبوهی از آنتی‌اکسیدان‌هاست، احتمال بروز حمله قلبی و سکته را در شما کاهش داده، سیستم ایمنی بدنتان را قوی کرده، از شما دربرابر سرطان محافظت می‌کند و سوخت‌وسازتان را هم بالا می‌برد. اگر نمی‌توانید به طور کل مصرف قهوه را کنار بگذارید، فنجان دومتان را به جای آن چای بنوشید، چای سبز سالم‌ترین نوع چای است اما هر نوع چایی برایتان خوب است.

۴. آب یخ بنوشید. برای گرم کردن آب یخ در بدن و رساندن آن به دمای طبیعی بدن، کالری بیشتری می‌سوزانید. اگر روزی ۸ لیوان آب یخ بنوشید، چیزی در حدود ۱۲۳ کالری خواهید سوزاند. ضمن اینکه آب موردنیاز بدنتان هم تامین شده و سموم را از بدنتان دفع می‌کند.

۵. درست نفس بکشید. تنفس عمیق و درست از شکم فواید بسیار زیادی برای سلامتی شما دارد مثال بهبود گوارش، بالا رفتن کیفیت خون، تقویت عملکرد سیستم عصبی و تنفسی بدن. یاد گرفتن نحوه صحیح نفس کشیدن بسیار راحت است. هر زمان که احساس کردید تندتند یا کند نفس می‌کشید، سریعاً آن را اصلاح کنید.

۶. استرس را کنترل کنید. استرس مداوم و مزمن تاثیرات زیادی بر سلامتی‌تان می‌گذارد. وقتی سیستم عصبی ارادی شما بیش از اندازه فعال باشد، علائم فیزیکی مشاهده خواهید کرد که در درازمدت بیماری‌هایی به دنبال خواهد داشت ازجمله افسردگی، اضطراب، زخم معده، سردرد، ریزش مو و مشکلات قلبی. وقتی در موقعیت استرس‌زایی هستید، به سرعت هر چه تمام‌تر از آن موقعیت بیرون بیایید. درست نفس بکشید، مدیتیشن کنید، ورزش کنید، با کسی حرف بزنید یا به پیاده‌روی بروید. قبل از اینکه استرس بتواند بر سلامتی‌تان اثر بگذارد، سیستم عصبی‌تان را آرام کنید.

۷. وعده‌های غذایی سبک‌تر و بیشتر داشته باشید. شش وعده غذایی کوچک و سبک به جای سه وعده پرحجم در روز به شما کمک می‌کند گرسنگی‌تان را کنترل کرده و وزنتان را تنظیم کنید. بهتر است به جای بشقاب غذاخوری، از بشقاب سالاد استفاده کنید تا بهتر بتوانید میزان غذای مصرفی‌تان را کنترل کنید. این روش به شما کمک می‌کند از گرسنگی جلوگیری کرده و با پرخوری مقابله کنید.

۸. دو خوب اضافه کنید و دو بد کم کنید. دو ماده‌غذایی که می‌دانید برایتان بد است را انتخاب کرده و آنها را از موادغذایی مصرفی‌تان حذف کنید. این کار را برای یک روز امتحان کنید و بعد دوباره در همان هفته یک روز دیگر نیز این کار را تکرار کنید. افزایش مصرف سبزیجات و کاهش مصرف موادغذایی سفید (نان، برنج، پاستا، شیرینی و امثال آن) راهی بسیار عالی برای کاهش وزن و افزودن موادمغذی به بدن است.

۹. سر کار روی صندلی‌تان بی‌قرار باشید. ضرب گرفتن با پاها، تکان دادن ران‌ها و هر حرکت ناآرام دیگر ، برحسب وزن و سنتان، چیزی درحدود ۱۲۰ کالری در ساعت می‌سوزاند. به جای اینکه ساکن و آرام بنشینید، قسمتی از بدنتان را تکان دهید و حین کار وزن کم کنید.

۱۰. یک کم تحرک بسیار موثر است. حتی اگر اینقدر انگیزه ندارید که یک برنامه ورزشی را شروع کنید، چند تمرین کوتاه اما قوی در طول روز انجام دهید. از پله‌ها استفاده کنید، پیاده‌روی کنید، با سرعت بیشتری خانه را تمیز کنید یا برقصید. یک کم ورزش هم از ورزش نکردن بهتر است. کالری می‌سوزاند و انگیزه می‌دهد که مدت طولانی‌تری ورزش کنید.

۱۱. با همسرتان رابطه‌جنسی داشته باشید. رابطه‌جنسی منظم فواید بسیار عالی برای سلامتی دارد. استرس را آزاد کرده، سیستم ایمنی بدنتان را تقویت کرده، ۸۵ کالری یا بیشتر می‌سوزاند (هر ۳۰ دقیقه)، سلامت قلبی-عروقی‌تان را تقویت می‌کند، درد را کاهش می‌دهد، احتمال بروز سرطان پروستات را کاهش می‌دهد و خوابتان را بهتر می‌کند.

۱۲. زودتر بخوابید. افراد بزرگسال به ۷ تا ۹ ساعت خواب در شبانه‌روز نیاز دارند. خواب کافی استرس را کاهش می‌دهد، به سالم نگه داشتن قلبتان کمک می‌کند، التهاب را کم می‌کند، در طول روز هوشیارترتان می‌کند، به پایین آوردن وزنتان کمک می‌کند و احتمال بروز افسردگی را کاهش می‌دهد. با خواب خوب، احساس بهتری خواهید داشت، بهتر فکر خواهید کرد و زیباتر به نظر خواهید رسید.

اینها راه‌هایی ساده اما تاثیرگذار هستند که برنامه زندگی شما را بر هم نزده و در عین حال برایتان بسیار فایده‌بخش خواهد بود. اگر امروز توانستید این کارها را انجام دهید، حتماً فردا هم می‌توانید؛ روزهای بعد از آن هم همینطور. ایجاد یک سبک‌زندگی سالم نیاز به پشتکار و ثبات قدم دارد.

اگر فقط همین فعالیت‌ها را انجام دهید، ۵۰۰ کالری خواهید سوزاند، چندین ماده‌غذایی سالم را به رژیم غذایی‌تان افزوده، چند ماده‌غذایی بد را حذف کرده، سلامت عمومی‌تان را تقویت کرده، رابطه‌جنسی بهتری داشته و بهتر خواهید خوابید.

اشت

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه حسین خرازی

حسین خرازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

حسین خرازی
Hossein Kharrazi.jpg
محل تولداصفهان، ایران
تاریخ تولد۱ شهریور ۱۳۳۶
محل درگذشتشلمچه، ایران
تاریخ درگذشت۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفناصفهان
تابعیتایرانی
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت۱۳۵۹ تا ۱۳۶۵
جنگ‌هاجنگ ایران و عراق
کارهای مهمتأسیس لشکر ۱۴ امام‌حسین
فرزندانمهدی خرازی
والدینعلی خرازی

حسین خرازی (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۳۶ اصفهان – درگذشته ۸ اسفند ۱۳۶۵ شلمچه) نظامی ایرانی بود، که در خلال جنگ ایران و عراق از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بشمار می‌آمد و فرماندهی لشکر ۱۴ امام‌حسین را برعهده داشت.[۱]

وی در طول جنگ در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، رمضان، والفجر ۴، بدر و والفجر ۸، حضوری فعال داشت. خرازی در خلال عملیات خیبر در پی برخورد ترکش، دست راست خود را از دست داد،[۲] ولی پس از مدتی به صحنه نبرد بازگشت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ در شلمچه کشته شد.[۳]

 

محتویات

زندگی‌نامه

حسین خرازی در سال ۱۳۳۶ در کوی کلم، در اصفهان زاده شد. مذهبی بودن والدین از کودکی تأثیر زیادی بر وی داشت و رویکرد مذهبی در دوران جوانی به ورود او به محافل مذهبی انجامید.

قبل از انقلاب

حسین خرازی در کنار گذران دوران تحصیل عمومی، به آموزش‌های دینی نیز می‌پرداخت. در این گذار، به تدریج به مسائل سیاسی نیز آشنایی پیدا کرد، که در این زمینه علاقه زیادی به مطالعه جزوات و کتاب‌های اسلامی داشت. در سال ۱۳۵۵ پس از اخذ دیپلم طبیعی، برای گذراندن خدمت وظیفه عمومی، به مشهد اعزام شد. پس از مدتی ارتش شاهنشاهی وی را به همراه عده‌ای دیگر به عملیات ظفار در کشور عمان فرستاد. وی این سفر را معصیت می‌دانست.[۴][۵] در سال ۱۳۵۷ به دنبال صدور فرمان سید روح‌الله خمینی مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها و سربازخانه‌ها، به همراه برادرش از خدمت سربازی فرار کرد. در این مدت، وی در پی فعالیت‌های انقلابی بود و با تشکل‌های انقلابی محل زندگی خود نیز در تماس بود.

پس از انقلاب

کمیته انقلاب اسلامی

حسین خرازی با وقوع انقلاب ۱۳۵۷، درگیر فعالیت در کمیته انقلاب اسلامی و مبارزه با مخالفان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در داخل کشور بود. وی به خاطر روحیه نظامی و استعدادش در این زمینه، مسؤولیت‌هایی را نیز در اصفهان پذیرفت و با شروع فعالیت مخالفان نظام جمهوری اسلامی در گنبد، مأموریتی به آنجا داشت.

کردستان

خرازی در اوج درگیری با مخالفان جمهوری اسلامی در کردستان به آنجا رفت، بعد از باز پس‌گیری سنندج (همراه با علی رضاییان؛ فرمانده قرارگاه حمزه)[۶] در سمت فرماندهی گردان ضربت، که از قوی‌ترین گردان‌های آن دوره محسوب می‌شد، وارد عمل شد. در تسخیر شهرهای دیگر کردستان توسط سپاه پاسداران، از قبیل دیوان‌دره، سقز، بانه، مریوان و سردشت وی نقش مؤثری ایفا نمود.

جنگ ایران و عراق

خرازی در شروع جنگ ایران و عراق در کردستان حضور داشت و پس از یک سال فعالیت در کردستان، راهی منطقه جنگی جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی که مقابل عراقی‌ها در جاده آبادان به اهواز، در منطقه دارخوین تشکیل شده بود، منصوب گشت. این خط به مدت ۹ ماه در برابر هجوم ارتش عراق مقاومت کرد، در حالی که نیروهای آن از نظر تجهیزات جنگی و امکانات تدارکاتی نیز در مضیقه بودند. در عملیات شکست حصر آبادان، خرازی فرماندهی جبهه دارخوین را برعهده داشت و نیروهای تحت امر وی، پل‌های حفار و مارد را که نیروهای عراقی با نصب آنها، بر روی رودخانه کارون، از عرض رودخانه عبور کرده بودند و اقدام به محاصره نمودن شهر آبادان کرده بودند را، به تصرف خود درآوردند.[نیازمند منبع]

لشکر امام‌حسین

خرازی در آزادسازی بستان، مانور عملیاتی قوی‌ای را با دور زدن عراقی‌ها از چزابه و تپه‌های رملی و محاصره کردن آن‌ها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات طریق‌القدس بود، که تیپ امام حسین، متشکل از نیروهای سپاه اصفهان تشکیل شد. چیزی نگذشت که این یگان از تیپ به لشکر ارتقاء یافت و خرازی به مقام فرماندهی لشکر امام‌حسین منصوب شد.[۷]

وی در جایگاه فرماندهی، در این برهه نیاز تیپ امام حسین به یگان دریایی را مطرح کرد و محمدحسین صادق‌زاده را به عنوان اولین مسئول یگان دریایی منصوب نمود. سپس صادق‌زاده با آموزش شماری غواص و تأمین چند قایق، اولین یگان دریایی سپاه پاسداران را در لشکر امام حسین تشکیل داد.

عملیات فتح‌المبین

لشکر امام‌حسین به فرماندهی خرازی در حین اجرای عملیات فتح‌المبین، نیروهای عراقی را در جاده عین‌خوش، مصافتی در حدود ۱۵ کیلومتر، دور زد و با اجرای این طرح ارتش عراق را غافلگیر نمود.

عملیات بیت‌المقدس

یگان تحت امر خرازی در عملیات بیت‌المقدس جزو اولین لشکرهایی بود، که از رودخانه کارون عبور کرد و به جاده اهواز-خرمشهر رسید و در عملیات آزادسازی خرمشهر نقش مهمی ایفا نمود. خرازی پس از آن در عملیات‌های مختلفی همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر، در سمت فرماندهی لشکر امام‌حسین شرکت داشت.

عملیات خیبر

عملیات خیبر توأم با دشواری‌های زیادی برای لشکر تحت امر او بود. عراقی‌ها، منطقه را با اقسامی از جنگ‌افزارها و بمب‌های شیمیایی مورد حمله قرار داده بودند،[۸][۹] که در این میان خرازی حاضر به عقب‌نشینی و ترک موضع خود نشد، تا اینکه یک دست او بر اثر اصابت ترکش قطع گردید و در این شرایط بود که به عنوان مجروح به عقب فرستاده شد.[۱۰]

عملیات والفجر ۸

در عملیات والفجر ۸، لشکر امام‌حسین که تحت فرماندهی خرازی بود، به عنوان یگان عمل‌کننده، تعداد زیادی از نیروهای لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را به اسارت گرفت و موفقیت‌هایی را در منطقه فاو و کارخانه نمک، که از پیچیده‌ترین مناطق جنگی آن دوره بود، کسب کرد.[۶]

عملیات کربلای ۵

حسین خرازی در عملیات کربلای ۵ سمت فرماندهی را عهده‌دار بود. لشکر او در این عملیات با عبور از خاکریزهای هلالی که در پشت نهر جاسم، از کنار اروندرود تا جنوب کانال پرورش ماهی ادامه داشت، شکست سنگینی به ارتش عراق وارد آورد. عبور از این نهر علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یکی از دژهای شرق بصره بود، که در کنار یکدیگر قرار داشتند.

درگذشت

حسین خرازی سرانجام در روز ۸ اسفند ۱۳۶۵ در خلال عملیات کربلای ۵ کشته شد. پیکر وی در قطعه شهدای کربلای ۵ در منتهی‌الیه شمال‌غربی گلستان شهدای اصفهان دفن گردید. در طرفین مزار خرازی دو قطعه سنگ، به نشان یادبود از همرزمان خرازی بنام‌های رضا حبیب‌اللهی و مصطفی ردانی‌پور مستقر می‌باشد، که جنازه آنها هیچگاه یافت نشد.[۱۱]

گفتاورد

«همواره سعی‌مان این باشد که خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم، که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند که در این راه شهید شدند. ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی داشته باشیم که «الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»»

جستارهای وابسته

پانویس

  1.  «فرمانده‌ای که نیمی از بدنش در باتلاق فرورفت»خبرگزاری مشرق.
  2.  «چند نکته از ظرافت‌های فرماندهی حسین خرازی»خبرگزاری تسنیم.
  3.  «"حسین خرازی" که بود و چگونه به شهادت رسید؟»باشگاه خبرنگاران جوان. ۱۴ فروردین ۱۳۹۳.
  4.  «زندگینامه: حسین خرازی (۱۳۳۶–۱۳۶۵)»همشهری آنلاین.۲۰۱۵-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  5.  «یک سرباز فراری که عملیات ظفار را حرام می‌دانست، در سپاه فرمانده شد!»باشگاه خبرنگاران جوان. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  6. ↑ پرش به بالا به:۶٫۰ ۶٫۱ سید احمد عقیلی، محمدرضا نیلفروشان، با ستارگان (راهنمای تخت فولاد)، کانون پژوهش، چاپ اول ۱۳۸۳، صفحهٔ ۲۴۳
  7.  اصغر منتظر القائم، بزم گاه دلبران، ص۷۵–۷۸
  8.  Ali, Javed (2001-03-01). "Chemical weapons and the Iran‐Iraq war: A case study in noncompliance"The Nonproliferation Review8 (1): 43–58. doi:10.1080/10736700108436837ISSN 1073-6700.
  9.  «آنچه باید دربارهٔ عملیات «خیبر» بدانیم+عکس و نقشه»مشرق نیوز.۲۰۱۵-۰۳-۰۲. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۲۲.
  10.  زندگینامه و خاطرات شهید محمدرضا تورجی‌زاده، چاپ ششم ۱۳۸۹، نشر ستارگان درخشان، صفحهٔ ۸۲
  11.  مزارات اصفهان، تصحیح و اضافات: دکتر اصغر منتظر القائم، ۱۳۸۷، دانشگاه اصفهان، ص ۳۹۵

منابع

  • زندگی‌نامه حسین خرزای. کنگره سرداران استان اصفهان
  • خورشید شلمچه، علی بنی‌لوحی، مؤسسه اندیشه معاصر

پیوند به بیرون

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ حسین خرازی موجود است.

رده‌ها

زندگی نامه امام زمان

در بخشی از زیارت آل یس آمده است:

... سلام بر تو ای پرچم برافراشته و ای دانش سرشار و ای رحمت و پناه گسترده خداوندی. سلام بر تو آن گاه که بر می خیزی و آن گاه که می نشینی. سلام بر تو آن گاه که قرآن می خوانی و به تفسیر آن می پردازی. سلام بر تو آنگاه که به نماز می ایستی و قنوت می خوانی و درود بر تو آن لحظه که به رکوع و سجده می روی. سلام بر تو در آن هنگام که به ستایش خدا و استغفار می پردازی. سلام بر تو در شامگاهان و صبحگاهان... سلام بر تو ای پیشوای ایمنی بخش. سلام بر تو ای مقدم بر خلق و ای کسی که آرزوی مشتاقانی... مولای من، نگون بختا کسی که با شما به مخالفت برخیزد و زهی سعادتِ آن که به طاعت شما گردن نهد!... مولای من، تو را دوست می دارم و از دشمنانت بیزارم. حق آن است که شما بپسندید و باطل آن است که شما ناپسند می دارید. کار نیک آن است که شما به آن امر کنید و کار زشت آن است که شما از آن باز دارید...

درود بر قیام کننده به عدل

بار پروردگارا، بر محمد بن حسن، امام زمان(عج)، که حجتت در روی زمین و جانشینت در شهرها و دعوت کننده خلق به راه تو و مجری عدالت و برانگیزاننده مردم به سوی اوامر توست درود بفرست. او دوست و سرپرست مؤمنان و نابودکننده کافران و روشن کننده تاریکی ها و آشکارکننده حق است... او رهبری خیرخواه، کشتی نجات و راهنمای هدایت و نور چشم مخلوقات و شایسته ترین فرد است که ردای امامت بر تن دارد و بینا کننده نابینایان است. او همان است که زمین را از عدل و داد پر می کند؛ همان گونه که پیش از آن از ستم لبریز می شود...

طلب یاری دین و دینداران

بارالها ولی و حجتت [مهدی(عج)] را یاری کن و به کمک او دینت را نصرت بخش و دوستان و شیعیانت را به واسطه او تأیید کن و ما را نیز از جمله آنان قرار ده.

خدایا وجود آن عزیز را از شرّ هر ظالم و طغیانگر، و بلکه از همه مخلوقاتت حفظ کن و از رسیدن هر ناگواری به او جلوگیری کن و به کمک او خاندان پیامبر را محفوظ بدار و عدل و داد را به دست توانای او حاکمیت بخش. او را با قدرت و عظمتت تأیید کن و یارانش را یاری و دشمنان و روی گردانان از نصرت او را به خودشان واگذار. پروردگارا جباران و ستمگران را به دست او درهم شکن. منافقان و ملحدان را به واسطه او نابود کن و زمین را به برکت ظهورش از عدل و داد لبریز ساز. بارالها، ما را از جمله یاران و شیعیان حقیقی او قرار ده...

دعای امام رضا علیه السلام برای امام زمان(عج)

پروردگارا، همان گونه که کار پیامبران و فرستاده های گرانقدرت را به سامان آوردی، کار خلیفه و بنده ات را نیز چنان که زیبنده و شایسته است به سامان آر. او را با فرشتگانت حفظ فرما و توانایی ببخش. برای او محافظان امینی که از روبرو و پشت سر مراقب او باشند تعیین کن. نگرانی و هراس او را به امنیّت و آرامش خاطر مبدل ساز... اجازه پیکار بر ضد دشمنانت و دشمنانش را به او عنایت فرما و مرا نیز از یاران وارسته و پاک باخته او قرار ده. به راستی که تو بر انجام دادن هر کاری قادر و توانایی.

طلب آمرزش گناهان شیعیان

سید بن طاوس نقل می کند امام مهدی(عج) در دعا برای شیعیان خود می فرمایند: پروردگارا شیعیان ما را در بهشت وارد کن و از دوزخ و آتش آن دورشان ساز و ایشان را مشمول غضبی که بر دشمنانمان روا می داری قرار نده.

دعا برای حفظ دین

امام مهدی(عج) در بخشی از دعای معروف به «صلوات بر پیامبر و آل پیامبر(ص)» چنین می فرمایند: پروردگارا، بر ولیّت که زنده کننده سنت تو و برپا دارنده فرمان تو و دعوت کننده به سوی توست درود فرست؛ بر او که حجّت و خلیفه و گواه تو بر بندگان است. پروردگارا پیروزی او را استوار و عمرش را طولانی کن و با طولانی شدن عمر با برکتش زمین را زینت بخش. خداوندا، او را از شرّ حسودان و نیرنگ بازان حفظ کرده، در پناه خویش مصونش دار. آرزوهای ستمگران را از او دور ساز و از دست سرکشان و طغیانگران رهایی اش بخش... پروردگارا، با ظهور او احکام به فراموشی سپرده شده دینت را از نو زنده ساز و احکام تغییر یافته را اصلاح کن تا دین تو به واسطه او دوباره طراوت و تازگی یابد و هیچ گونه شبهه و بدعت و باطلی به آن راه پیدا نکند.

درخواست نابودی باطل

حضرت مهدی(عج) در یکی از دعاهای معروف خود می فرمایند:

... پروردگارا [به نور آخرین حجتت] هر تاریکی را روشن و با استواری و پایداری او هر بدعتی را ریشه کن فرما و با توانایی او هر گمراهی را منهدم کن و هر سرکشی را درهم شکن و با شمشیر او هر آتشی را خاموش فرما و هر ظلمی را با عدالت او هلاک گردان و حکمش را بر هر فرمانی برتری ده و هر سلطه ای را از حکومتش دور ساز... بارالها، هرکس را که با او به ستیزه برخیزد خوار کن و هرکسی را که با او به دشمنی برخیزد نابود فرما و نیرنگ هر حیله گر و نیرنگ بازی را در حق او بی اثر ساز و هرکسی که حقّ آن حضرت را انکار کند یا امور مربوط به او را سبک بشمارد یا در صدد خاموش کردن نور او باشد و تلاش کند تا نام و یاد او به فراموشی سپرده شود محو و نابود کن.

دعای دوران غیبت حضرت مهدی(عج)

حضرت مهدی(عج) در حقّ خود چنین دعا می کنند:

پروردگارا مرا از دیدگان دشمنانم پنهان ساز و بین من و دوستانم جمع کن. آنچه از احکام دین تو درگذشته به فراموشی سپرده شده است به دست من زنده ساز. ظهورم را نزدیک کن و رهایی از غیبت را بر من سهل و آسان فرما... آن گاه که اجازه ظهور به من دادی مرا با لشکریان پیدا و پنهانت یاری کن و مرا در به پاداشتن احکامت موفق بدار و بر تمام کسانی که از حد تو تجاوز می کنند پیروز ساز. حق را پیروز و باطل را نابود کن. به درستی که باطل نابودشدنی است. به یاران و شیعیانم آنچه ایشان را خوشنود می سازد و بر پشتیبانی شان می افزاید، عطا کن. به حق رحمتت، ای مهربان ترین مهربانان، آنها را در پناه خود قرار ده.

درخواست ظهور

در دعای ندبه که منصوب به امام صادق علیه السلام است آمده است:

کجاست آن بقیة الله که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟ کجاست آن عزیزی که برای ریشه کن ساختن دنباله ستم و ستمگری آماده شده است؟ کجاست آن که انتظار می رود با ظهور و قیام خود، کژی ها را برطرف سازد؟ کجاست آن حجت الهی که برای احیای مجدد احکام واجب و مستحب ذخیره شده است؟ کجاست آن که در نابود کردن اساس ستم و تجاوز امیدها به اوست؟ کجاست آن که برای زنده کردن کتاب خدا و حدود آن در نظر گرفته شده است؟ کجاست آن زنده کننده نشانه های دین؟ کجاست درهم شکننده شوکت و عظمت تجاوزگران؟ کجاست خراب کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجاست نابود کننده اهل فسق و گناه و کجاست ریشه کن کننده اهل عناد و گمراهی و کجاست عزت دهنده دوستان و خوار کننده دشمنان؟

دعا برای نصرت و پیروزی حقّ

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

بارخدایا، به برکت وجود آن حضرت حق را پایدار کن و باطل را از میان بردار و دوستانت را به یاری او به دولت و سلطنت برسان و دشمنانت را به دست او خوار کن.

خداوندا، بین ما و او چنان پیوندی برقرار کن که در بهشت با پدران او هم نشین شویم... ما را یاری کن تا موفق به ادای حقوق او شویم و همواره در پیروی از او اهتمام داشته باشیم و از نافرمانی اش اجتناب کنیم... خداوند به برکت او نماز ما را قبول کن و گناهانمان را بیامرز و دعاهایمان را مستجاب و روزی مان را فراخ ساز و همّ و غمّ ما را چاره کن و حاجت هایمان را برآور. با وجه کریم خود به ما توجه کن و تقرّب ما را به آن حضرت بپذیر.

درخواست یاری برای اسلام و مؤمنان

امام زمان(عج) دعایی برای شیعیان نوشته اند و به آنها دستور داده اند که در شب های ماه رمضان آن را بخوانند در بخشی از این دعا که به دعای افتتاح معروف است چنین آمده است:

پروردگارا، بر ولی امرت درود فرست؛ بر قائمی که جهانیان در آرزوی او به سر می برند؛ بر آن عادلی که همه منتظر اویند. او را با فرشته های مقرّبت حمایت کن و با روح القدس تأیید بفرما... خداوندا، او را دعوت کننده به کتابت و قیام کننده به ترویج و تبلیغ دینت و خلیفه خود در زمین قرار ده؛ همان گونه که امامان پیش از او را خلیفه خود قرار دادی و ترس او را به امن و ایمنی بدل فرما.

بارالها او را عزّت بخش و به واسطه او مؤمنان را عزیز کن او را یاری فرما و با او مؤمنان را یاری کن و به او نصرت کامل و عزت عطا فرما.

با دست توانای او دین اسلام و سنت پیامبر اکرم(ص) را به گونه ای آشکار ساز که از ترس کسی، چیزی از حق و حقیقت مخفی نماند.

آرزوی تحقق دولت موعود جهانی

حضرت مهدی(عج) در دعایی می فرمایند: بارالها، ما از تو امید تحقق دولت کریمه ای را داریم که در سایه آن اسلام و مردم مسلمان به عزّت و عظمت دست یابند و نفاق و اهل نفاق در آن دولت خوار و ذلیل شوند. خداوندا، ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به سوی تو و پیشوایان راه هدایت قرار بده. به یاری امام زمان(عج) کرامت دنیا و آخرت را نصیب ما فرما. توفیق عمل به آنچه از حقّ که به ما شناساندی به ما عطا کن... پروردگارا، به برکت وجود آن امام همام پریشانی های ما را برطرف کن و پراکندگی امورمان را به اصلاح و تفرقه و گسیختگی ما را به وحدت و یکدلی تبدیل فرما. کمیِ ما را را به بیشی و خواری مان را به عزّت تبدیل کن و کمبودهایمان را برطرف ساز.

در بخشی از دعای روز عید فطر

ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمودند: در روز جمعه و عید فطر و قربان، در موقع رفتن برای نماز این دعا را بخوانید: خداوندا، رو به سوی تو کردم... بر آن ولیّت که در انتظار امر ظهور تو به سر می برد و مورد انتظار دوستانت می باشد. درود فرست. خداوندا پراکندگی و نابسامانی های ما را به یاری ولی خود به انسجام و یکدستی تبدیل کن و ستم را به دست توانای او ریشه کن ساخته، عدالت را حاکمیت بخش. زمین را با عمر طولانی و بابرکت او زینت بخش و با یاری ات او را تأیید بفرما. همه کسانی را که یاری کننده این خاندانند نصرت عطا کن و کسی که خواری و شکست این خاندان را بخواهد خوار فرما و مخالفان و خیانت کنندگان به این خاندان را نابود کن...

دعا برای حفظ ایمان و عقاید

از جمله دعاهایی که از قول امام زمان(عج) و از طریق عثمان بن سعید عمری نقل شده، دعای خاص دوره غیبت است. در قسمتی از آن دعا آمده است: پروردگارا، دیدار ولی خودت را آشکار کن... و ما را از جمله کسانی قرار ده که چشم های آنها به دیدار حضرتش روشن می شود. ما را به خدمت موفق ساز و در حال پایبندی به ولایت و اهداف او بمیران و در خدمت او محشورمان کن. خداوندا، او را از شرّ هرآنچه آفریده ای در پناه خود حفظ کن. بارالها، عمر او را طولانی فرما... خداوندا با طولانی شدن دوره غیبتش یقینمان را زایل مکن و یادش را از ذهنمان خارج مساز و انتظار و ایمان به او و یقین داشتن به ظهورش و دعا برای حضرتش را از ما مگیر. باورمان را در مورد آن حضرت همانند باورمان به وحی و آنچه بر پیامبرت نازل فرموده ای استوار ساز.

زندگی نامه امام زمان

در بخشی از زیارت آل یس آمده است:

... سلام بر تو ای پرچم برافراشته و ای دانش سرشار و ای رحمت و پناه گسترده خداوندی. سلام بر تو آن گاه که بر می خیزی و آن گاه که می نشینی. سلام بر تو آن گاه که قرآن می خوانی و به تفسیر آن می پردازی. سلام بر تو آنگاه که به نماز می ایستی و قنوت می خوانی و درود بر تو آن لحظه که به رکوع و سجده می روی. سلام بر تو در آن هنگام که به ستایش خدا و استغفار می پردازی. سلام بر تو در شامگاهان و صبحگاهان... سلام بر تو ای پیشوای ایمنی بخش. سلام بر تو ای مقدم بر خلق و ای کسی که آرزوی مشتاقانی... مولای من، نگون بختا کسی که با شما به مخالفت برخیزد و زهی سعادتِ آن که به طاعت شما گردن نهد!... مولای من، تو را دوست می دارم و از دشمنانت بیزارم. حق آن است که شما بپسندید و باطل آن است که شما ناپسند می دارید. کار نیک آن است که شما به آن امر کنید و کار زشت آن است که شما از آن باز دارید...

درود بر قیام کننده به عدل

بار پروردگارا، بر محمد بن حسن، امام زمان(عج)، که حجتت در روی زمین و جانشینت در شهرها و دعوت کننده خلق به راه تو و مجری عدالت و برانگیزاننده مردم به سوی اوامر توست درود بفرست. او دوست و سرپرست مؤمنان و نابودکننده کافران و روشن کننده تاریکی ها و آشکارکننده حق است... او رهبری خیرخواه، کشتی نجات و راهنمای هدایت و نور چشم مخلوقات و شایسته ترین فرد است که ردای امامت بر تن دارد و بینا کننده نابینایان است. او همان است که زمین را از عدل و داد پر می کند؛ همان گونه که پیش از آن از ستم لبریز می شود...

طلب یاری دین و دینداران

بارالها ولی و حجتت [مهدی(عج)] را یاری کن و به کمک او دینت را نصرت بخش و دوستان و شیعیانت را به واسطه او تأیید کن و ما را نیز از جمله آنان قرار ده.

خدایا وجود آن عزیز را از شرّ هر ظالم و طغیانگر، و بلکه از همه مخلوقاتت حفظ کن و از رسیدن هر ناگواری به او جلوگیری کن و به کمک او خاندان پیامبر را محفوظ بدار و عدل و داد را به دست توانای او حاکمیت بخش. او را با قدرت و عظمتت تأیید کن و یارانش را یاری و دشمنان و روی گردانان از نصرت او را به خودشان واگذار. پروردگارا جباران و ستمگران را به دست او درهم شکن. منافقان و ملحدان را به واسطه او نابود کن و زمین را به برکت ظهورش از عدل و داد لبریز ساز. بارالها، ما را از جمله یاران و شیعیان حقیقی او قرار ده...

دعای امام رضا علیه السلام برای امام زمان(عج)

پروردگارا، همان گونه که کار پیامبران و فرستاده های گرانقدرت را به سامان آوردی، کار خلیفه و بنده ات را نیز چنان که زیبنده و شایسته است به سامان آر. او را با فرشتگانت حفظ فرما و توانایی ببخش. برای او محافظان امینی که از روبرو و پشت سر مراقب او باشند تعیین کن. نگرانی و هراس او را به امنیّت و آرامش خاطر مبدل ساز... اجازه پیکار بر ضد دشمنانت و دشمنانش را به او عنایت فرما و مرا نیز از یاران وارسته و پاک باخته او قرار ده. به راستی که تو بر انجام دادن هر کاری قادر و توانایی.

طلب آمرزش گناهان شیعیان

سید بن طاوس نقل می کند امام مهدی(عج) در دعا برای شیعیان خود می فرمایند: پروردگارا شیعیان ما را در بهشت وارد کن و از دوزخ و آتش آن دورشان ساز و ایشان را مشمول غضبی که بر دشمنانمان روا می داری قرار نده.

دعا برای حفظ دین

امام مهدی(عج) در بخشی از دعای معروف به «صلوات بر پیامبر و آل پیامبر(ص)» چنین می فرمایند: پروردگارا، بر ولیّت که زنده کننده سنت تو و برپا دارنده فرمان تو و دعوت کننده به سوی توست درود فرست؛ بر او که حجّت و خلیفه و گواه تو بر بندگان است. پروردگارا پیروزی او را استوار و عمرش را طولانی کن و با طولانی شدن عمر با برکتش زمین را زینت بخش. خداوندا، او را از شرّ حسودان و نیرنگ بازان حفظ کرده، در پناه خویش مصونش دار. آرزوهای ستمگران را از او دور ساز و از دست سرکشان و طغیانگران رهایی اش بخش... پروردگارا، با ظهور او احکام به فراموشی سپرده شده دینت را از نو زنده ساز و احکام تغییر یافته را اصلاح کن تا دین تو به واسطه او دوباره طراوت و تازگی یابد و هیچ گونه شبهه و بدعت و باطلی به آن راه پیدا نکند.

درخواست نابودی باطل

حضرت مهدی(عج) در یکی از دعاهای معروف خود می فرمایند:

... پروردگارا [به نور آخرین حجتت] هر تاریکی را روشن و با استواری و پایداری او هر بدعتی را ریشه کن فرما و با توانایی او هر گمراهی را منهدم کن و هر سرکشی را درهم شکن و با شمشیر او هر آتشی را خاموش فرما و هر ظلمی را با عدالت او هلاک گردان و حکمش را بر هر فرمانی برتری ده و هر سلطه ای را از حکومتش دور ساز... بارالها، هرکس را که با او به ستیزه برخیزد خوار کن و هرکسی را که با او به دشمنی برخیزد نابود فرما و نیرنگ هر حیله گر و نیرنگ بازی را در حق او بی اثر ساز و هرکسی که حقّ آن حضرت را انکار کند یا امور مربوط به او را سبک بشمارد یا در صدد خاموش کردن نور او باشد و تلاش کند تا نام و یاد او به فراموشی سپرده شود محو و نابود کن.

دعای دوران غیبت حضرت مهدی(عج)

حضرت مهدی(عج) در حقّ خود چنین دعا می کنند:

پروردگارا مرا از دیدگان دشمنانم پنهان ساز و بین من و دوستانم جمع کن. آنچه از احکام دین تو درگذشته به فراموشی سپرده شده است به دست من زنده ساز. ظهورم را نزدیک کن و رهایی از غیبت را بر من سهل و آسان فرما... آن گاه که اجازه ظهور به من دادی مرا با لشکریان پیدا و پنهانت یاری کن و مرا در به پاداشتن احکامت موفق بدار و بر تمام کسانی که از حد تو تجاوز می کنند پیروز ساز. حق را پیروز و باطل را نابود کن. به درستی که باطل نابودشدنی است. به یاران و شیعیانم آنچه ایشان را خوشنود می سازد و بر پشتیبانی شان می افزاید، عطا کن. به حق رحمتت، ای مهربان ترین مهربانان، آنها را در پناه خود قرار ده.

درخواست ظهور

در دعای ندبه که منصوب به امام صادق علیه السلام است آمده است:

کجاست آن بقیة الله که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟ کجاست آن عزیزی که برای ریشه کن ساختن دنباله ستم و ستمگری آماده شده است؟ کجاست آن که انتظار می رود با ظهور و قیام خود، کژی ها را برطرف سازد؟ کجاست آن حجت الهی که برای احیای مجدد احکام واجب و مستحب ذخیره شده است؟ کجاست آن که در نابود کردن اساس ستم و تجاوز امیدها به اوست؟ کجاست آن که برای زنده کردن کتاب خدا و حدود آن در نظر گرفته شده است؟ کجاست آن زنده کننده نشانه های دین؟ کجاست درهم شکننده شوکت و عظمت تجاوزگران؟ کجاست خراب کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجاست نابود کننده اهل فسق و گناه و کجاست ریشه کن کننده اهل عناد و گمراهی و کجاست عزت دهنده دوستان و خوار کننده دشمنان؟

دعا برای نصرت و پیروزی حقّ

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

بارخدایا، به برکت وجود آن حضرت حق را پایدار کن و باطل را از میان بردار و دوستانت را به یاری او به دولت و سلطنت برسان و دشمنانت را به دست او خوار کن.

خداوندا، بین ما و او چنان پیوندی برقرار کن که در بهشت با پدران او هم نشین شویم... ما را یاری کن تا موفق به ادای حقوق او شویم و همواره در پیروی از او اهتمام داشته باشیم و از نافرمانی اش اجتناب کنیم... خداوند به برکت او نماز ما را قبول کن و گناهانمان را بیامرز و دعاهایمان را مستجاب و روزی مان را فراخ ساز و همّ و غمّ ما را چاره کن و حاجت هایمان را برآور. با وجه کریم خود به ما توجه کن و تقرّب ما را به آن حضرت بپذیر.

درخواست یاری برای اسلام و مؤمنان

امام زمان(عج) دعایی برای شیعیان نوشته اند و به آنها دستور داده اند که در شب های ماه رمضان آن را بخوانند در بخشی از این دعا که به دعای افتتاح معروف است چنین آمده است:

پروردگارا، بر ولی امرت درود فرست؛ بر قائمی که جهانیان در آرزوی او به سر می برند؛ بر آن عادلی که همه منتظر اویند. او را با فرشته های مقرّبت حمایت کن و با روح القدس تأیید بفرما... خداوندا، او را دعوت کننده به کتابت و قیام کننده به ترویج و تبلیغ دینت و خلیفه خود در زمین قرار ده؛ همان گونه که امامان پیش از او را خلیفه خود قرار دادی و ترس او را به امن و ایمنی بدل فرما.

بارالها او را عزّت بخش و به واسطه او مؤمنان را عزیز کن او را یاری فرما و با او مؤمنان را یاری کن و به او نصرت کامل و عزت عطا فرما.

با دست توانای او دین اسلام و سنت پیامبر اکرم(ص) را به گونه ای آشکار ساز که از ترس کسی، چیزی از حق و حقیقت مخفی نماند.

آرزوی تحقق دولت موعود جهانی

حضرت مهدی(عج) در دعایی می فرمایند: بارالها، ما از تو امید تحقق دولت کریمه ای را داریم که در سایه آن اسلام و مردم مسلمان به عزّت و عظمت دست یابند و نفاق و اهل نفاق در آن دولت خوار و ذلیل شوند. خداوندا، ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به سوی تو و پیشوایان راه هدایت قرار بده. به یاری امام زمان(عج) کرامت دنیا و آخرت را نصیب ما فرما. توفیق عمل به آنچه از حقّ که به ما شناساندی به ما عطا کن... پروردگارا، به برکت وجود آن امام همام پریشانی های ما را برطرف کن و پراکندگی امورمان را به اصلاح و تفرقه و گسیختگی ما را به وحدت و یکدلی تبدیل فرما. کمیِ ما را را به بیشی و خواری مان را به عزّت تبدیل کن و کمبودهایمان را برطرف ساز.

در بخشی از دعای روز عید فطر

ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمودند: در روز جمعه و عید فطر و قربان، در موقع رفتن برای نماز این دعا را بخوانید: خداوندا، رو به سوی تو کردم... بر آن ولیّت که در انتظار امر ظهور تو به سر می برد و مورد انتظار دوستانت می باشد. درود فرست. خداوندا پراکندگی و نابسامانی های ما را به یاری ولی خود به انسجام و یکدستی تبدیل کن و ستم را به دست توانای او ریشه کن ساخته، عدالت را حاکمیت بخش. زمین را با عمر طولانی و بابرکت او زینت بخش و با یاری ات او را تأیید بفرما. همه کسانی را که یاری کننده این خاندانند نصرت عطا کن و کسی که خواری و شکست این خاندان را بخواهد خوار فرما و مخالفان و خیانت کنندگان به این خاندان را نابود کن...

دعا برای حفظ ایمان و عقاید

از جمله دعاهایی که از قول امام زمان(عج) و از طریق عثمان بن سعید عمری نقل شده، دعای خاص دوره غیبت است. در قسمتی از آن دعا آمده است: پروردگارا، دیدار ولی خودت را آشکار کن... و ما را از جمله کسانی قرار ده که چشم های آنها به دیدار حضرتش روشن می شود. ما را به خدمت موفق ساز و در حال پایبندی به ولایت و اهداف او بمیران و در خدمت او محشورمان کن. خداوندا، او را از شرّ هرآنچه آفریده ای در پناه خود حفظ کن. بارالها، عمر او را طولانی فرما... خداوندا با طولانی شدن دوره غیبتش یقینمان را زایل مکن و یادش را از ذهنمان خارج مساز و انتظار و ایمان به او و یقین داشتن به ظهورش و دعا برای حضرتش را از ما مگیر. باورمان را در مورد آن حضرت همانند باورمان به وحی و آنچه بر پیامبرت نازل فرموده ای استوار ساز.

زندگی نامه امام زمان

در بخشی از زیارت آل یس آمده است:

... سلام بر تو ای پرچم برافراشته و ای دانش سرشار و ای رحمت و پناه گسترده خداوندی. سلام بر تو آن گاه که بر می خیزی و آن گاه که می نشینی. سلام بر تو آن گاه که قرآن می خوانی و به تفسیر آن می پردازی. سلام بر تو آنگاه که به نماز می ایستی و قنوت می خوانی و درود بر تو آن لحظه که به رکوع و سجده می روی. سلام بر تو در آن هنگام که به ستایش خدا و استغفار می پردازی. سلام بر تو در شامگاهان و صبحگاهان... سلام بر تو ای پیشوای ایمنی بخش. سلام بر تو ای مقدم بر خلق و ای کسی که آرزوی مشتاقانی... مولای من، نگون بختا کسی که با شما به مخالفت برخیزد و زهی سعادتِ آن که به طاعت شما گردن نهد!... مولای من، تو را دوست می دارم و از دشمنانت بیزارم. حق آن است که شما بپسندید و باطل آن است که شما ناپسند می دارید. کار نیک آن است که شما به آن امر کنید و کار زشت آن است که شما از آن باز دارید...

درود بر قیام کننده به عدل

بار پروردگارا، بر محمد بن حسن، امام زمان(عج)، که حجتت در روی زمین و جانشینت در شهرها و دعوت کننده خلق به راه تو و مجری عدالت و برانگیزاننده مردم به سوی اوامر توست درود بفرست. او دوست و سرپرست مؤمنان و نابودکننده کافران و روشن کننده تاریکی ها و آشکارکننده حق است... او رهبری خیرخواه، کشتی نجات و راهنمای هدایت و نور چشم مخلوقات و شایسته ترین فرد است که ردای امامت بر تن دارد و بینا کننده نابینایان است. او همان است که زمین را از عدل و داد پر می کند؛ همان گونه که پیش از آن از ستم لبریز می شود...

طلب یاری دین و دینداران

بارالها ولی و حجتت [مهدی(عج)] را یاری کن و به کمک او دینت را نصرت بخش و دوستان و شیعیانت را به واسطه او تأیید کن و ما را نیز از جمله آنان قرار ده.

خدایا وجود آن عزیز را از شرّ هر ظالم و طغیانگر، و بلکه از همه مخلوقاتت حفظ کن و از رسیدن هر ناگواری به او جلوگیری کن و به کمک او خاندان پیامبر را محفوظ بدار و عدل و داد را به دست توانای او حاکمیت بخش. او را با قدرت و عظمتت تأیید کن و یارانش را یاری و دشمنان و روی گردانان از نصرت او را به خودشان واگذار. پروردگارا جباران و ستمگران را به دست او درهم شکن. منافقان و ملحدان را به واسطه او نابود کن و زمین را به برکت ظهورش از عدل و داد لبریز ساز. بارالها، ما را از جمله یاران و شیعیان حقیقی او قرار ده...

دعای امام رضا علیه السلام برای امام زمان(عج)

پروردگارا، همان گونه که کار پیامبران و فرستاده های گرانقدرت را به سامان آوردی، کار خلیفه و بنده ات را نیز چنان که زیبنده و شایسته است به سامان آر. او را با فرشتگانت حفظ فرما و توانایی ببخش. برای او محافظان امینی که از روبرو و پشت سر مراقب او باشند تعیین کن. نگرانی و هراس او را به امنیّت و آرامش خاطر مبدل ساز... اجازه پیکار بر ضد دشمنانت و دشمنانش را به او عنایت فرما و مرا نیز از یاران وارسته و پاک باخته او قرار ده. به راستی که تو بر انجام دادن هر کاری قادر و توانایی.

طلب آمرزش گناهان شیعیان

سید بن طاوس نقل می کند امام مهدی(عج) در دعا برای شیعیان خود می فرمایند: پروردگارا شیعیان ما را در بهشت وارد کن و از دوزخ و آتش آن دورشان ساز و ایشان را مشمول غضبی که بر دشمنانمان روا می داری قرار نده.

دعا برای حفظ دین

امام مهدی(عج) در بخشی از دعای معروف به «صلوات بر پیامبر و آل پیامبر(ص)» چنین می فرمایند: پروردگارا، بر ولیّت که زنده کننده سنت تو و برپا دارنده فرمان تو و دعوت کننده به سوی توست درود فرست؛ بر او که حجّت و خلیفه و گواه تو بر بندگان است. پروردگارا پیروزی او را استوار و عمرش را طولانی کن و با طولانی شدن عمر با برکتش زمین را زینت بخش. خداوندا، او را از شرّ حسودان و نیرنگ بازان حفظ کرده، در پناه خویش مصونش دار. آرزوهای ستمگران را از او دور ساز و از دست سرکشان و طغیانگران رهایی اش بخش... پروردگارا، با ظهور او احکام به فراموشی سپرده شده دینت را از نو زنده ساز و احکام تغییر یافته را اصلاح کن تا دین تو به واسطه او دوباره طراوت و تازگی یابد و هیچ گونه شبهه و بدعت و باطلی به آن راه پیدا نکند.

درخواست نابودی باطل

حضرت مهدی(عج) در یکی از دعاهای معروف خود می فرمایند:

... پروردگارا [به نور آخرین حجتت] هر تاریکی را روشن و با استواری و پایداری او هر بدعتی را ریشه کن فرما و با توانایی او هر گمراهی را منهدم کن و هر سرکشی را درهم شکن و با شمشیر او هر آتشی را خاموش فرما و هر ظلمی را با عدالت او هلاک گردان و حکمش را بر هر فرمانی برتری ده و هر سلطه ای را از حکومتش دور ساز... بارالها، هرکس را که با او به ستیزه برخیزد خوار کن و هرکسی را که با او به دشمنی برخیزد نابود فرما و نیرنگ هر حیله گر و نیرنگ بازی را در حق او بی اثر ساز و هرکسی که حقّ آن حضرت را انکار کند یا امور مربوط به او را سبک بشمارد یا در صدد خاموش کردن نور او باشد و تلاش کند تا نام و یاد او به فراموشی سپرده شود محو و نابود کن.

دعای دوران غیبت حضرت مهدی(عج)

حضرت مهدی(عج) در حقّ خود چنین دعا می کنند:

پروردگارا مرا از دیدگان دشمنانم پنهان ساز و بین من و دوستانم جمع کن. آنچه از احکام دین تو درگذشته به فراموشی سپرده شده است به دست من زنده ساز. ظهورم را نزدیک کن و رهایی از غیبت را بر من سهل و آسان فرما... آن گاه که اجازه ظهور به من دادی مرا با لشکریان پیدا و پنهانت یاری کن و مرا در به پاداشتن احکامت موفق بدار و بر تمام کسانی که از حد تو تجاوز می کنند پیروز ساز. حق را پیروز و باطل را نابود کن. به درستی که باطل نابودشدنی است. به یاران و شیعیانم آنچه ایشان را خوشنود می سازد و بر پشتیبانی شان می افزاید، عطا کن. به حق رحمتت، ای مهربان ترین مهربانان، آنها را در پناه خود قرار ده.

درخواست ظهور

در دعای ندبه که منصوب به امام صادق علیه السلام است آمده است:

کجاست آن بقیة الله که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟ کجاست آن عزیزی که برای ریشه کن ساختن دنباله ستم و ستمگری آماده شده است؟ کجاست آن که انتظار می رود با ظهور و قیام خود، کژی ها را برطرف سازد؟ کجاست آن حجت الهی که برای احیای مجدد احکام واجب و مستحب ذخیره شده است؟ کجاست آن که در نابود کردن اساس ستم و تجاوز امیدها به اوست؟ کجاست آن که برای زنده کردن کتاب خدا و حدود آن در نظر گرفته شده است؟ کجاست آن زنده کننده نشانه های دین؟ کجاست درهم شکننده شوکت و عظمت تجاوزگران؟ کجاست خراب کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجاست نابود کننده اهل فسق و گناه و کجاست ریشه کن کننده اهل عناد و گمراهی و کجاست عزت دهنده دوستان و خوار کننده دشمنان؟

دعا برای نصرت و پیروزی حقّ

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

بارخدایا، به برکت وجود آن حضرت حق را پایدار کن و باطل را از میان بردار و دوستانت را به یاری او به دولت و سلطنت برسان و دشمنانت را به دست او خوار کن.

خداوندا، بین ما و او چنان پیوندی برقرار کن که در بهشت با پدران او هم نشین شویم... ما را یاری کن تا موفق به ادای حقوق او شویم و همواره در پیروی از او اهتمام داشته باشیم و از نافرمانی اش اجتناب کنیم... خداوند به برکت او نماز ما را قبول کن و گناهانمان را بیامرز و دعاهایمان را مستجاب و روزی مان را فراخ ساز و همّ و غمّ ما را چاره کن و حاجت هایمان را برآور. با وجه کریم خود به ما توجه کن و تقرّب ما را به آن حضرت بپذیر.

درخواست یاری برای اسلام و مؤمنان

امام زمان(عج) دعایی برای شیعیان نوشته اند و به آنها دستور داده اند که در شب های ماه رمضان آن را بخوانند در بخشی از این دعا که به دعای افتتاح معروف است چنین آمده است:

پروردگارا، بر ولی امرت درود فرست؛ بر قائمی که جهانیان در آرزوی او به سر می برند؛ بر آن عادلی که همه منتظر اویند. او را با فرشته های مقرّبت حمایت کن و با روح القدس تأیید بفرما... خداوندا، او را دعوت کننده به کتابت و قیام کننده به ترویج و تبلیغ دینت و خلیفه خود در زمین قرار ده؛ همان گونه که امامان پیش از او را خلیفه خود قرار دادی و ترس او را به امن و ایمنی بدل فرما.

بارالها او را عزّت بخش و به واسطه او مؤمنان را عزیز کن او را یاری فرما و با او مؤمنان را یاری کن و به او نصرت کامل و عزت عطا فرما.

با دست توانای او دین اسلام و سنت پیامبر اکرم(ص) را به گونه ای آشکار ساز که از ترس کسی، چیزی از حق و حقیقت مخفی نماند.

آرزوی تحقق دولت موعود جهانی

حضرت مهدی(عج) در دعایی می فرمایند: بارالها، ما از تو امید تحقق دولت کریمه ای را داریم که در سایه آن اسلام و مردم مسلمان به عزّت و عظمت دست یابند و نفاق و اهل نفاق در آن دولت خوار و ذلیل شوند. خداوندا، ما را در آن دولت از دعوت کنندگان به سوی تو و پیشوایان راه هدایت قرار بده. به یاری امام زمان(عج) کرامت دنیا و آخرت را نصیب ما فرما. توفیق عمل به آنچه از حقّ که به ما شناساندی به ما عطا کن... پروردگارا، به برکت وجود آن امام همام پریشانی های ما را برطرف کن و پراکندگی امورمان را به اصلاح و تفرقه و گسیختگی ما را به وحدت و یکدلی تبدیل فرما. کمیِ ما را را به بیشی و خواری مان را به عزّت تبدیل کن و کمبودهایمان را برطرف ساز.

در بخشی از دعای روز عید فطر

ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمودند: در روز جمعه و عید فطر و قربان، در موقع رفتن برای نماز این دعا را بخوانید: خداوندا، رو به سوی تو کردم... بر آن ولیّت که در انتظار امر ظهور تو به سر می برد و مورد انتظار دوستانت می باشد. درود فرست. خداوندا پراکندگی و نابسامانی های ما را به یاری ولی خود به انسجام و یکدستی تبدیل کن و ستم را به دست توانای او ریشه کن ساخته، عدالت را حاکمیت بخش. زمین را با عمر طولانی و بابرکت او زینت بخش و با یاری ات او را تأیید بفرما. همه کسانی را که یاری کننده این خاندانند نصرت عطا کن و کسی که خواری و شکست این خاندان را بخواهد خوار فرما و مخالفان و خیانت کنندگان به این خاندان را نابود کن...

دعا برای حفظ ایمان و عقاید

از جمله دعاهایی که از قول امام زمان(عج) و از طریق عثمان بن سعید عمری نقل شده، دعای خاص دوره غیبت است. در قسمتی از آن دعا آمده است: پروردگارا، دیدار ولی خودت را آشکار کن... و ما را از جمله کسانی قرار ده که چشم های آنها به دیدار حضرتش روشن می شود. ما را به خدمت موفق ساز و در حال پایبندی به ولایت و اهداف او بمیران و در خدمت او محشورمان کن. خداوندا، او را از شرّ هرآنچه آفریده ای در پناه خود حفظ کن. بارالها، عمر او را طولانی فرما... خداوندا با طولانی شدن دوره غیبتش یقینمان را زایل مکن و یادش را از ذهنمان خارج مساز و انتظار و ایمان به او و یقین داشتن به ظهورش و دعا برای حضرتش را از ما مگیر. باورمان را در مورد آن حضرت همانند باورمان به وحی و آنچه بر پیامبرت نازل فرموده ای استوار ساز.

حاطرات شهدا

مجله  مبلغان  آبان و آذر 1383، شماره 60 

خاطره هایی از زندگی شهدا

117

محبت اهل بیت علیهم السلام

همسر شهید میثمی: بعد از نماز صبح، زیارت حضرت زهرا علیهاالسلام خواند، پرسیدم: مگر شهادت حضرت زهراست؟ گفت: نزدیکه! وقتی خواست برود، پسرم حسین (که کوچک بود) گریه کرد. بردش بیرون، چیزی برایش خرید و آرامش کرد، گریه ام گرفت، گفتم: تا کی ما باید این وضع را داشته باشیم؟ گفت: تا حالا صبر کرده ای، باز هم صبر کن، درست می شه! حضرت زهرا علیهاالسلام را خیلی دوست داشت، روضه اش را هم دوست داشت، روضه او را که می خواندند، به سومین زهرا علیهاالسلام که می رسید، دیگر نمی توانست ادامه دهد.

ترکش که خورد و بردنش بیمارستان، زنده ماند تا روز شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام و در روز شهادت مادرش به شهادت رسید.(1)

 

ارتباطات رفتاری همسران

 

* همسر شهید میثمی: هادی و حسین، 2 فرزند کوچکمان، دعوایشان شده بود، موهای هم را می کشیدند، گفت: «آماده شان کن ببرمشان بیرون.» یک ساعت بعد که آمد، دیدم سَرِ دو تای آنها را کچل کرده است. گفت: نمی خواهم [من که نیستم و در جبهه هستم] تو حرص بخوری!؟»(2)

* همسر شهید دقایقی: یک بار سر یک مسئله ای با هم به توافق نرسیدیم، هر کدام روی حرف خودمان ایستادیم، او عصبانی شد، اخم کرد و لحن مختصر تندی به خودش گرفت و از خانه بیرون رفت. شب که برگشت، همان طور با روحیه باز و لبخند آمد و به من گفت: «بابت امروز صبح معذرت می خواهم.» می گفت: «نباید گذاشت اختلاف خانوادگی بیشتر از یک روز ادامه پیدا کند.»(3)

 

ارتباطات کلامی همسران

 

* همسر شهید همت: 3 روز بعد از تولد فرزندم مهدی، ساعت 3 صبح از منطقه برگشت، عوض اینکه برود سراغ بچه، آمد پیش من و گفت: «تو حالت خوبست ژیلا، چیزی کم و کسری نداری بروم برات بخرم؟ گفتم: الان؟ (3 صبح بود) گفت: خوب آره هر چیزی بخواهی بدو می روم، می گیرم، می آورم.»

گفتم: احوال بچه را نمی پرسی؟ گفت: تا از تو خیالم راحت نشود نه.

بعد مادرش آمد و رختخوابی مرتب برایش انداخت که بخوابد، گفت: «لازم نیست، من دوست دارم بعد از چند وقت دوری امشب را پیش زن و بچه ام باشم.»

آمد همان جا روی زمین پیش من و مهدی نشست. البته نیم ساعت بعدش از شدّت خستگی خوابش برد.»(4)

مادر شهید می گوید: سختیهایی که همسر شهید همت کشید، فکر نکنم در زمان ما کسی کشیده باشد، خودش می گفت: خدایا من چه کنم با این همه تنهایی (روزها، ماهها) و دزد (چند بار در نبود همت) و عقرب (یک روز 25 عقرب کشتم حتی در رختخواب کودکم) و موشک (خانه شان در معرض موشک باران و او تنها در شهر دزفول غریب بود). امّا در پرتو زندگی با همّت که اینچنین با محبت بود، می گفت: «در اوج تمام آن سختیها، محرومیتها، ترسها و حتی ناامیدیها، خودم را خوشبخت ترین زن دنیا می دانستم.

* همسر شهید میثمی: پرسید: «ناراحت می شی برم جبهه؟ (چون قبل از تولد بچه بود: روزهای آخر حملم بود) گفتم: آره، امّا نمی خوام مزاحمت بشوم! رفت و دو روز بعد هادی به دنیا آمد. بعد که برگشت بوسیدش و اسمش را گذاشت "هادی". پرسیدم: دوستش داری؟ گفت: «مادرش را بیشتر دوست دارم.»(5)

* همسر شهید میثمی: هیچ وقت به من نگفت برای شهادتم دعا کن. می گفت: لزومی نداره آدم به همسرش از این حرفها بزنه. [زیرا نمی خواست حرفی بزند که همسرش را ناراحت کند]. گفتم: می دونم برای شهادتت زیاد دعا می کنی، اگر منو دوست داری دعا کن با هم شهید بشیم، از شما که چیزی کم نمی شه؟ گفت: «دنیا حالا حالاها با تو کار داره.» گفتم: بعد از تو سخت می گذره. گفت: دنیا زندان مؤمن است.(6)

 

اثر دعا

 

همسر شهید همت: مشغول آشپزی بودم، آشوب عجیبی در دلم افتاد، مهمان داشتم، به مهمانها گفتم: شما آشپزی کنید من الان بر می گردم. رفتم نشستم برای ابراهیم نماز خواندم، دعا کردم، گریه کردم که سالم بماند، یک بار دیگر بیاید ببینمش. ابراهیم که آمد به او گفتم که چی شد و چه کار کردم. رنگش عوض شد و سکوت کرد، گفتم: چه شده مگر؟ گفت: درست در همان لحظه می خواستیم از جاده ای رد شویم که مین گذاری شده بود. اگر یک دسته از نیروهای خودشان از آنجا رد نشده بودند، می دانی چی می شد ژیلا؟ خندیدم. باخنده گفت: تو نمی گذاری من شهید بشوم، تو سدّ راه شهادت من شده ای؟ بگذر از من!(7)

همسر شهید همت می گوید: بارها به من می گفتند: «این چه فرمانده لشکری است که هیچ وقت زخمی نمی شود؟ برای خودم هم سؤال شده بود، از او می پرسیدم: تو چرا هیچ وقت زخمی نمی شوی؟ می خندید ،حرف تو حرف می آورد و چیزی نمی گفت. آخر، شب تولد مصطفی رازش را به من گفت: «پیش خدا کنار خانه اش، از او چند چیز خواستم: اول: تو را، بعد: دو پسر از تو تا خونم باقی بماند، بعد هم اینکه اگر قرار است بروم زخمی یا اسیر نشوم. آخرش هم اینکه نباشم توی مملکتی که امامش توش نفس نکشد.» همین هم شد.(8)

زندگی نامه

به نام او 

کجایید ای شهیدان خدایی 

بنده نویسنده داستان دلاوران اروند 

و داستان شهدای 8 سال دفاع مقدس 

و بسیجی  خاکی