شهید محمدعلی قیاسی محمودآبادی

  1.  
  2. =>
  3. شهید محمدعلی قیاسی محمودآبادی

 

شهید محمدعلی قیاسی محمودآبادی

نام: محمدعلی
نام خانوادگی: قیاسی محمودآبادی
نام پدر: محمود
نام مادر: فاطمه
تأهل: مجرد
محل تولد: ميبد
تاریخ تولد: 1348/06/15
تحصیلات: ابتدایی
دین: اسلام
مذهب: شیعه
گروه اعزام: بسيج
شغل: طلبه
سمت: امدادگر
نوع عضویت: نامشخص
اقشار: روحاني
نوع خدمت در جبهه: رزمنده
نوع مسئولیت در جبهه: رسته اي
محل شهادت: شلمچه
تاریخ شهادت: 1367/03/04
نحوه شهادت: توسط دشمن در جبهه
شرح واقعه منجر به شهادت: بر اثر متلاشی شدن بدن

زندگی نامه:
در نيمة شهريور‌ماه 1348، در محلة اکبرآباد شهرستان ميبد قدم به عرصة گيتي نهاد. محمد علي سومين فرزند و دومين پسر خانوادة قياسي بود. از حدود نه سالگي در پخش اعلاميه‌ها و انتقال پيام‌هاي محرمانه بين امام جمعه شهرستان ميبد و شهرستان اردکان فعال و مورد اعتماد و اطمينان بود و به علت سن و سال کم، توجه مأموران را چندان به خود جلب نمي‌کرد و مي‌توانست وظيفة خود را به نحو احسن انجام دهد.
چند سال بعد علاقة ‌شديدي نسبت به فراگيري علوم حوزوي در خود احساس کرد. اما در آن‌ زمان به دليل محدوديت سني، تحصيل در حوزه‌هاي علميه براي او مقدور نبود. به همين سبب و به توصية بزرگترها، تصميم گرفت تا زمان رسيدن به سن و سال قانوني ورود به حوزة علميه، تحصيلات خود را در دوران راهنمايي و دبيرستان ادامه دهد.
پاکي، صداقت، صميميت و خلوص از صفاتي بود که محمدعلي با آن‌ها انس گرفته بود. رفتن به مسجد و شرکت در مجالس مذهبي و معنوي و محافل قرآن و دعا را دوست مي‌داشت و به منظور رسميت‌ بخشيدن به اين مجالس و محافل در مساجد و تکايا همواره تلاش مي کرد.
محمدعلي سال دوم دبيرستان را مي‌گذراند که انگيزة دفاع از مرزهاي ميهن اسلامي سبب شد تا براي نخستين بار به عنوان دانش آموز بسيجي و داوطلبانه به جبهه اعزام شود. بعدها حضور در جبهه و آشنايي نزديک با محيط باصفا و پر از معنويت آن باعث شد که محمدعلي علاقة شديدتري نسبت به فراگيري علوم حوزوي پيدا کند و به همين دليل پيش از اخذ ديپلم، دبيرستان را به انگيزة تحصيل در سطح حوزه رها کرد و در مدرسة ‌علمية اردکان مشغول تحصيل علوم ديني شد.
اين طلبة بسيجي، ضمن ادامه تحصيل در حوزه همچنان در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل به عنوان طلبه و رزمنده فعال در امور تبليغي و مهم‌تر از آن امدادرساني به مجروحان، حضوري دائم و مستمر داشت. آنچه که محمد علي را در ميان خانواده، طلاب حوزة علميه و رزمندگان جبهه، شاخص و زبانزد کرده بود، اخلاص و بي‌ريايي او بود. صداقت، پاکي و صميميتي که در نگاه و بيان و رفتار اين نوجوان مؤمن و انقلابي بود، همه را شيفته و دلبسته او مي کرد.
به گفته نزديکانش، وي حدود نُه بار به جبهه اعزام شد. اين امدادگر مؤمن و مجاهد، در هشتمين اعزام خود به جبهه و خدمت داوطلبانه در تيپ 18 الغدير يزد، از ناحيه پا مجروح شد؛ ولي دست از مبارزه برنداشت و سرانجام در چهارمين روز از خردادماه 1367، در خاک شلمچه و در جريان مبارزه رزمندگان غيور اسلام در مقابله با پاتک سنگين دشمن بر اثر اصابت تير مستقيم دشمن به درجة رفيع شهادت نائل آمد اما به دليل شرايط بحراني و پيشروي نيروهاي عراق، بدن مطهرش در منطقه به جا ماند. بعد از نه سال در پاييز 1375، توسط گروه تحقيق و تفحص شناسايي، و پس از انتقال به زادگاهش بر دستان عاشق مردم ميبد، تشييع و در گلزار شهداي يخدان اين شهر به خاک سپرده شد.